[ بسم اللّه الكريم المجيب ، عليه توكلت ، و اليه انيب ] « 1 »
سپاس و ستايش مالك الملكى را سزاست ، كه شهربند بدن انسانرا كه تختگاه پادشاه عرفانست به چهار بازار عناصر ، و پنج دروازه حواس بياراست . و چون اقطار « 2 » امطار قدرتش از سحاب نيسان اراده باران گشت . قباب حبابسان افلاك از روى بحار فطرت بهواى مشيّت او برخاست « 3 » .
لامير خسرو الدهلوى 1 قدّس سره « 4 » :
ز بحر صنع حبابيست چند سست بقا * كه پيش ديده ما نه سپهر دوّار است
ز آب و گل تن مردم چو قلعه آراست * به شكل تنگ و بمعنى جهان اسرار است
درو كشيده ز عنصر چهار بازارى * كه رخت هردو جهانش بچار بازار است « 5 »
دانائى كه معمار تدبيرش در ميان خطه « 6 » وجود و عدم فصيل امكان بركشيد ، توانائى كه دست تقديرش به زور بازوى قدرت چهار اركان عالم را بىپنجه و ساعد
هامش
( 1 ) - اين عبارت از زيادات نسخه مج است .
( 2 ) - قطر بفتح اول و سكون باقى باران و المرّه منه قطرة جمع : قطرات و قطر بضم اول و سكون باقى ناحيه يا اقليم جمع آن اقطار و ممكن است اقطار بكسر همزه مصدر باب افعال از اقطر اقطار الماء : اساله قطرة قطرة . يا اقطر اقطارا الابل : قرب بعضها الى بعض على نسق . حافظ ابرو نيز در كتاب جغرافى و ديگر آثار خود كلمه اقطار را بجاى قطرات در چند جا استعمال كرده است ؟ .
( 3 ) - مك : مشيت برخواست .
( 4 ) - مك : امير خسرو .
( 5 ) - در مك اين قطعه بتقديم مصراع سوم بر دوم و پنجم بر سوم است .
( 6 ) - مح . س : خطه . مك : خط .