تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
داش در بغله افتاده است ، ده آباد پرخانوارى است ، چادرها توى دره چمن است ، آب رودخانه دارد ، هوا بسيار سرد است . منزل باد و باران شديدى آمد . امروز از دو كاروانسراى قديم گذشتيم كه توى دره ساخته‌اند ، لب آب ، اول كاروانسراى دواتگر است ، ديگرى معروف به كيلك . دهات امروز كه ديده شد از اين قرار است : دست راست : قمش‌قورشاق ، زكلوچه ، داش‌آتان ، كجين ، نيكجه ، كرم‌خوران . دست چپ : جداق ، قپچاق ، قزلجه ، احمدآباد ، على خلج . امروز محمد حسن خان نورى نايب ايشك آقاسى هم اسبش به گل فرو رفت ، زمين خورد . به قدر صد نفر امروز زمين خورده‌اند . [ 210 ] كوه دست چپ امروز يك فرسنگ فاصله است ، اما همه مثل تپه است و ديم‌زار است . اين طرف كوه محال عباس است ، آن طرف كوه هشترود است . تلگراف رمزى از آقاباشى رسيده بود كه آقا فتح الله خواجه رفته بود طويله اسبش را ماچ مىكرد ، اسب دهنش را گاز گرفته است . ورم شده است ، هفت بخيه زده‌اند . نايب ناظر عصرى توى منقل بزرگ افتاد ، خيلى صدمه به دستش وارد آمد .

روز شنبه 23 [ ربيع الثانى ] :

بايد برويم به حاجى آقا . چهار فرسنگ راه است و حاجى آقا در آخر چمن اوجان واقع است ، ملكش مشترك است ، ما بين ابراهيم ميرزاى افغان و ورثه صديق الملك مرحوم ، ده معتبرى است . خلاصه صبح برخاستيم . ديشب كه باران زيادى آمده بود ، يعنى طرف عصر هوا را به شدت سرد كرده بود . صبح چادرها همه يخ بسته بود ، ديشب خيلى سرد بود . سوار اسب شديم . سپهسالار ، وليعهد ، صاحب ديوان صحبت‌كنان خيلى رفتيم تا به كالسكه‌ها رسيديم . سوار كالسكه شدم . راه امروز خشك و سنگلاخ است ، از باريدن باران گل