تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
نمىشود . طرفين راه باز ، دره ، تپه و هر ده ماهور است ، اما دست راست زمينش پرسنگ‌تر و سخت‌تر است . دست چپ باز نرم است همه جا هم زراعت ديم مىشود . كوه سهند هر قدر رفتم نزديكتر شديم تا در محاذى منزل كه حاجى آقا باشد ، الى دامنهء كوه سهند يك فرسنگ بيشتر نيست . كوه سهند خيلى برف دارد ، سفيد بود ، بعضى از قله‌هايش از برف مثل زمستان . كوهش سه چهار برآمدگى بلند دارد ، اما بلنديش نصف كوه البرز تهران نمىشود . طرف دست راست در بلندى به ناهار افتاديم . هاشم خان پسر كاظم خان فراشباشى ، امير اصلان فراشخلوت ديده شدند . بعد از ناهار باز سوار كالسكه شده رانديم . راه كالسكه عيبى نداشت ، تا رسيديم به رودخانه كه از طرف دست چپ از سهند و غيره مىآمد ، مىرفت به دست راست . ده سنگ آب گل‌آلود داشت . بعد باز خيلى رانديم ، به يك دره وسيعى رسيديم ، چمن بدى داشت . رودخانه باز از دست چپ مىآمد به راست ، مىرفت . خيلى از راه و چمن را گل بدى كرده بود . پياده شده سوار اسب شدم . دست چپ ده بندكهل بود كه در بالاى همين چمن واقع است . ملك و تيول حكيم قبولى مرحوم است ، حالا مال پسرش [ 211 ] . ميرزا على اشرف لشكرنويس است . بعد از اين دره و چمن كه گذشتيم به اول صحرا و چمن اوجان رسيديم . طرف دست راست از دور كوههاى بلند برف‌دار خوبى به نظر رسيد ، گفتند كوه كلنبر و مشكنبر است كه آن طرفش قراجه‌داغ و اين طرف محالات خانمرود و بدوستان « * » است . از اينجا الى دامنهء آن كوهها دوازده فرسنگ مىشد ، بسيار بسيار با جلوه جلگه و كوهها و ييلاقات بود و از همين دره به سراب و اردبيل هم راه است كه مىرود . خلاصه عمارت اوجان كه از قديم در اين چمن بود بالمره خراب شده است . حكم به تعميرش شد . تا رسيديم به
هامش
* اصل : بده بستان ، بدوستان نام يكى از دهستانهاى شهرستان اهر است كه در باختر دهستان خانمرود واقع است . ر . ك . لغت‌نامهء دهخدا ص 8291 ، ذيل : خانمرود .