* شاطر باشى چپه بيست روز بيشتر است تب و لرز مىكند ، در دهى سر راه افتاده بوده است ، امين حضور [ و ] خان نايب به فريادش رسيده سوار كالسكه كرده بودند .
سياچى حال ندارد ، گرمازده شده است .
* امين السلطنه بواسير پرزورى دارد ، اغلب مردم خون دماغ شدهاند ، از گرما . فرخ خان ، برادرش ابراهيم خان ، باشى و غيره و غيره .
* امروز عز الدوله ديده شد ، روى اسب تركمانى بزرگ درازى سوار بود ، مثل شاه ميمونها ، آب گرم لاريجان بوده است .
* اكبرى ، باشى مثل ديوانهها ديده شد .
* در كرج افشار بيك و پسرش محمد تقى خان گشاد ، شوهرى ، ديده شدند .
* حاجى ابراهيم قصير القامه آمد ، اين مدت همه را در لار بوده است .
* آقا نورى آمد .
* حاجى منصور خواجه گلين خانم آمد . [ 381 ]
روز چهارشنبه 7 [ شعبان ] :
وارد كند شديم ، الحمد لله تعالى در محرم كه به شكار كن آمده بوديم ، پاكتى و يك امپريال و يك نعلبكى شكسته و يك پنج هزار سكهء هرات در شكاف سنگى پنهان كرده بوديم كه [ هنگام ] مراجعت از فرنگستان درآورديم ، آن روز آقا مردك هم بود ، امروز به او گفتم از بين راه كه برو آن پاكت را درآور ، دو دره به قورىچاى نرسيده پنهان بود ، مردك رفت آورد ، نمىدانم ، كدام پدرسوخته كه آن روز همراه بوده است پاكت پول را پاره كرده پول را برده بود ، نعلبكى شكسته بود ، شكر خدا را بجا آوردم كه الحمد لله سالما رفتم و آمديم و پاكت را درآورديم .
امروز بين راه اشخاص خيلى آمدند ، از جمله ميرزا كاظم ملك الاطباء ، خوانين