تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
از گرد راه به حمام حاجى محمد رحيم رفتيم ، عكاس ، عضد الملك ، شاهزاده ، چرتى ، امين خلوت ، آقا وجيه [ بودند ] . * بعد رفتم دولتخانه ، دروازه‌ها و عمارتها را خوب تعمير كرده‌اند كالسكه‌ها را هم در مزرعه آورده بودند سوار شديم ، الحمد لله تعالى . [ 379 ]

روز يكشنبه 4 شعبان :

به حصار قزوين رفتم ، از قزوين ، اين ده مال پسر شريف خان است ، بسيار بسيار گرم روزى بود ، باد گرم مىآمد ، يعنى باد سام ، الى غروب مردم در حصار جان كندند ، شب هم باد گرم مىآمد ، ايلخانى از قزوين به همدان رفت ، ضياء الملك الى قزوين بود ، امروز رفت گيلان . ميرزا ابو تراب عموى ميرزا بزرگ حكيم قزوينى كه صد سال داشت يك ماه پيش از اين فوت شده است ، به پسرهايش خلعت داده بودند ، يك پسرش پيرمرد بود . خلاصه امروز چهار ساعت به غروب مانده كه عين شدت گرما بود همه كس در چادرهاى خود خوابيده بلكه مرده بودند . عضد الملك چادرپوش و سراپرده داشته است ، خان با نزاكت تمام خوابيده بود ، آدمهايش هم همه خواب بوده‌اند ، يك خر ماده كه زير دمش زخم و بيچاره بوده است مال چاروادار عرب بوده است ، از دست صاحبش گريخته دوان‌دوان آمده ، توى چادر خان پهلوى رختخواب خان مىخوابد ، به قدر دو ساعت خر پهلوى خان خوابيده بوده است . يك بار خان برمىخيزد ، مىبيند خرى پهلوى رختخوابش « * » خوابيده است ، هرقدر داد مىزند آدمهايش نمىآيند ، بالاخره معلوم مىشود صاحب دارد ، صاحبش پى خر به
هامش
* اصل : رخت‌خابش