تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
چادر خان مىآيد ، خان دلش سوخته خر را به 6 تومان مىخرد و آزاد مىكند ، به اين معنى كه خر را صاحبى مىكند كه زخمهايش خوب بشود و بعد از اين باركشى نكند . * ناصر قلى خان عميد الملك امشب ديده شد . از خمسه آمده است ، مىخواهد به مكه برود ، مرخص شد كه برود .

روز دوشنبه 5 شعبان :

* از حصار به گازرالنگ كه اول خاك ساوجبلاغ تهران است رفتيم ، 4 فرسنگ و نيم راه است ، بسيار گرم بود در منزل كه آدم ديوانه مىشد . * محمد غلام بچه در پشند بوده است ، سوار اسب سمند يال و دم سفيدى بود ، در صحرا پيدا شد . * آقا جان موسى معروف به والى در صحرا پيدا شد ، آبيك نام دهى دارد . * صديق الدوله در دم سراپرده ديده شد ، با كمال طراوت و قشنگى . * حاصل و محصول و صيفى و غيره امسال الحمد لله تعالى در همه جا خوب به عمل آمده است . ارزانى ، فراوانى ، از هر قسم و هر چيز هست ، خدا را صد هزار مرتبه شكر . باز الحمد لله تعالى ثم‌ثم . [ 380 ]

روز سه‌شنبه 6 شعبان :

از گازرالنك به كرج رفتم ، يك ساعت به دسته مانده سوار شدم ، ديشب گرم بود ، اينجاها عقرب [ و ] رطيل ، مار ، در اين فصل زياد است ، بسيار بدجايى است ، براى عبور از تابستان . پنج ساعت راه رفتم تا كرج رسيديم ، كالسكه‌هاى مردم عقب مانده بودند ، اغلب مردم شبانه رفته بودند .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 280 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها