اختصاصى بخارا از زمانى شروع مىشود كه ابو الخير خان مؤسس خاندان شيبانى قدرت جانشينان تيمور را در سرزمين موروثى آنها درهم شكست . يكى از نوادههاى آخرين امير شيبانى يعنى محمد خان حدود بخارا را از خجند تا هرات بسط داد .
و بعدا دل به دريا زد و مشهد را محاصره كرد ولى در سال 916 ( 1510 م . ) در جنگ با شاه اسمعيل از پاى درآمد . يكى از جانشينان لايق او يعنى عبد اللّه خان متولد سال 1544 م . مجددا بدخشان و هرات و مشهد را مطيع خود ساخت و اقداماتى كه براى بهبود تجارت و بنفع تمدن به عمل آورد درخور آن است كه او را همرديف شاه عباس دوم ، پادشاه بزرگ ايران قرار دهيم . در زمان سلطنت او در جادههاى بخارا كاروانسراهاى متعدد و پلهاى زيبا بوجود آمد و در تمام راههاى صحرا آبانبارها ساخته شد و نام اين پادشاه نيكوكار هنوز در ابنيهاى كه بفرمان او ساخته شده است برجا مىباشد .
پسرش عبد المؤمن خان 1004 ( 1595 م . ) نتوانست تاجوتخت را مدتى حفظ كند و در توطئهاى بقتل رسيد و آخرين خانواده از نسل شيبانى پس از استيلاى « توقول » رئيس قيرقيزها كه سراسر كشور را بباد تاراج داد از بين رفت .
در زمان اغتشاشات طولانى و جنگهاى داخلى كه بعدا پيش آمد جدىترين مدعيان يكى ولى محمد خان ( از اسلاف دورشيبانىها ) و ديگرى « باقى محمد خان » بود كه در سال 1025 ه . ( 1616 م . ) در مقابل سمرقند از پا درآمد . آنوقت اولى تشكيل سلسلهاى داد كه ميگويند تا زمان سلطنت ابو الفيض خان دوام پيدا كرد و در سال 1740 م . مجبور شد با نادر شاه صلح ننگينى به عمل آورد . در ادوار بعدى مهمترين فرمانروايان امامقلى خان و نظر محمد خان بودند . بواسطهء كمكهائى كه نسبت به طبقهء « ايشان » به عمل آوردند باعث شدند در بخارا و حتى در تمام تركستان تعصب مذهبى طورى قوت بگيرد كه نظير آن را در هيچيك از اعصار اسلامى و در نزد هيچيك از مللى كه به اين مذهب گرويدهاند كسى بخاطر نميآورد . ابو الفيض و بعد از او
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٤٧٠