ايران است بانى بخارا بوده . تاريخ قديم اين كشور پايهاش بر روى هزارها افسانه هذيانآميز قرار گرفته است . از ميان آنچه خاطرهاش بهتر محفوظ مانده فقط يكى به نظر ما قابل قبول ميآيد و آن اين است كه تاختوتاز دستجات ترك از زمانهاى قديم باعث دهشت اين مناطق بوده يعنى از همان زمانيكه سكنهء ايرانى آن در عهد پيشداديها « 1 » از برادران خود در ايران جدا شدند . اولين نظر اجمالى راجع بتاريخ واقعى و مثبت فقط از زمان تسلط اعراب آشكار مىشود و متأسفيم از اينكه اين ماجراجويان جسور چرا يادداشتهاى بيشترى تهيه نكردند و ناچاريم با همان مقدارى كه بطور متفرق در تاريخ طبرى و بعضى كتب عربى معتبر ديگر يافت مىشود اكتفا كنيم . انتشار مذهب اسلام در ماوراء النهر « 2 » باندازهء ممالك ديگر پيشرفت نداشت و عربها پس از يك غيبت نسبتا طولانى مجبور شدند عمليات تبليغاتى را از نو شروع كنند . گرچه باصطلاح آن زمان حكومت خراسان بموجب فرمان سلطان بغداد رسميت مييافت معذلك تا قبل از استيلاى چنگيز خان در سال ( 1225 ) بخارا و سمرقند و همچنين شهر مرو « 3 » كه در آنموقع بسيار قابل توجه بود و كارشى ( نخشب ) و بلخ ( ام البلاد ) جزو قلمرو ايران بشمار ميآمد . پس از استيلاى مغول عنصر ايرانى به كلى از بين رفت و تعويض شد . ازبكها در همهجا زمام حكومت را بدست گرفتند و تيمور آن فاتح لنگ كه اهل « شهر سبز » بود هوس كرد سمرقند را تبديل بپايتخت تمام آسيا بنمايد . اين نقشهء بزرگ با مردن او از ميان رفت و تاريخ
هامش
( 1 ) - سلسلهء پيشداديان ( كه ابتدا بوسيلهء نقل قول شناخته شدهاند ) شامل چندين پادشاه ( هوشنك و طهمورث و جمشيد و فريدون ) بوده كه هم فاتح و هم مخترع و هم مطلع بودهاند . اين سلسله در نتيجهء جنگهاى سختى كه ايران برعليه توران به عمل آورد از بين رفت . سلسلهء جديدى كه در نتيجهء اتحاد دو ملت دشمن بوجود آمد ، بر تخت نشست و اقتدار ايران را تا دوردست بسط داد اين سلسله نامش كيانى است و كىگشتاسب ( هيستاسپ ) پدر داريوش و كىكوروس يعنى « سيروس » يونانيها متعلق به آنست . ( يادداشت مترجم )
( 2 ) - كشورى كه بين جيحون « وجاكسارتس » واقع است .
( 3 ) - مرو شاه جهان .