5
جمعيت خيوه مركب است از ازبك و تركمن و قرهقالپاق و كازاك ( همان است كه ما قيرقيز ميناميم ) و « سارت » و « ايرانى » .
1 - ازبك : اين اسم مردمى است كه غالبشان داراى مسكن ثابت شده و به زراعت ميپردازند و از انتهاى جنوبى درياى « آرال » تا « كمول » ( از اين نقطه تا « كشگر » چهل روز راه است ) متفرق هستند و اين نژادى است كه در هر سه خانات برترى دارد و برطبق تقسيماتى كه خودشان قبول كردهاند از سى و دو طايفه يا ايل عمده تشكيل « 1 » شدهاند . اين تقسيمبندى كهنه و قديمى ولى بسيار قابل توجه است زيرا معذلك اين ايلات بخصوص در تمام منطقهء وسيعى كه شرح داديم متفرق مى - باشند و باعث تعجب و بلكه باورنكردنى است كه ازبكهاى خيوه و خقند و يارقند با آنكه زبانشان مختلف است و هيچگونه عادات و قيافهء مشابه ندارند معذلك خود را نهتنها از يك ملت واحد بلكه از يك ايل و حتى غالبا از يك تيره ميدانند .
درينجا به همين اكتفا ميكنم كه تذكر دهم نمونهاى از تمام اين ايلات در خيوه وجود دارد و خيوهايها ازينكه از قديم مليت ازبك داشتهاند به حق مباهات ميكنند زيرا نژادشان ابدا دخلى ببخارائيها و سكنهء كشگر ندارد . معذلك درنظر اول ازبك خيوهاى اختلاط خونش با نژاد ايرانى آشكار مىشود زيرا ريش دارد و اين موضوع درنظر همهء « تورانيها » علامت خارجى بودن صاحب آن است . ولى شكل و رنگ
هامش
( 1 ) - اسامى آن بقرار ذيل است : 1 - قونگراتKungrat2 - قپچاقKiptchak3 - ختائىKhitai4 - مانقيتManghit5 - نكسNoks6 - نايمانNayman7 - قولانKulan8 - قيتKiet9 - آزAz10 - تازtaz11 - ساياتSAYAT12 - جغتاىDGAGATAY13 - اويگورUygur14 - آقبتAkbet15 - درمنDormen16 - اشونOshun17 - قنجيغالىKandjigaly18 - نگائىNogai19 - بالقالىBalgali20 - ميتنMiten21 - جلائرDjelair22 - قنگزKcnegoz23 - قانلىKanli24 - ايشكيلىYchkili25 - باقرلوBagurlu26 - الچينAltchin27 - اچمايلىAtchmayli28 - قرهقورساقKarakursak29 - بيرقولاقBirkulak30 - تيرقيشTyrkysh31 - كتهقزرKettekser32 - مينگMing.