بود يا از اهالى « انديقان » يا از تاتارهاى چينى . اينها هم براى رسيدن بسمرقند راهشان با ما يكى نبود . حاجى صالح و وابستگان حاجى بلال كه منهم جزو آنها بودم تصميم گرفته بودند مستقيما به آنجا بروند . آنهائى كه پياده مسافرت ميكردند مايل بودند از « قيچدوان » عبور كرده زيارتى از مزار « عبد الخالق « 1 » » مقدس به عمل آورند .
عدهاى از بخارائيها كه از مراجعت من مطلع شده بودند اظهار ميل ميكردند كه با من تا مكه بيايند . درمقابل اينها ناچار بودم ماهرانهترين سياست را به كار ببرم و گرنه خواه در آستان كعبه خواه در كنار رود « تيمز » مسلما اسباب زحمتم ميشدند .
از تمام دوستان و آشنايان خداحافظى كردم . رحمت بىسفارشنامههائى براى سمرقند به من داد و من قول دادم خدمت امير برسم . گارى خقند را كه براى مسافرت بين شهرهاى مختلف اجاره كرده بوديم از چند روز قبل در ده « باوالدين » انتظار ما را ميكشيد و طبق مراسم محلى بايستى بعنوان خداحافظى يك مرتبه ديگر هم اين بقعه را زيارت كنيم اين محل دو فرسخ از بخارا فاصله دارد و بطورى كه قبلا شرح دادم مقبرهء بهاء الدين نقشبند معروف مؤسس فرقهء نقشبنديه در اين قريه واقع است و تمام افكار جنونآميز و افراطى مذهبى كه اسلاميت شرقى را از اسلاميت غربى متمايز ميسازد از همينجا سرچشمه ميگيرد . بدون اينكه حاجت بشرح جزئيات باشد كافى است دانسته شود كه بهاء الدين در نزد ملت تركستان مظهر تقدس محسوب شده و مانند يك محمد ثانى مورد احترام مىباشد . عقيدهء راسخ بخارائيها اين است كه اگر به او متوسل شوى و بگوئى : « بهاء الدين بلاگردان » « 2 » فورا ترا از همهء بدبختيها حفظ مىكند . از همهجا زوار به اين نقطه هجوم ميآورند و بين آنها كسانى را ميتوان يافت كه از اقصى نقاط چين آمدهاند . در بخارا مرسوم است كه
هامش
( 1 ) - « قجه عبد الخالق » ( ملقب به قيجوانى متوفى به سال 1601 ) معاصر با « پاينده زمينى » معروف بود . شهرت او بعلم و رياضت تا اين ايام محفوظ مانده است .
( 2 ) - اى بهاء الدين تو كه بدى را منحرف ميكنى .