تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8062

مساهمون:

ص٨٠٦٢
باغ بهمنيه آمديم . بنه ، كلفت نوكر صبح آمده بودند . اطاقها فرش بود . چادر تازهء هندى از عين الملوك خريده‌اند زده بودند . بسيار خوب و مجلل ، زينت باغ شده بود . تا شب همه آمدند . هوا بسيار خوب بود افسوس حال من خوب نيست .

بيمارى مؤلف

يكشنبه 13 خرداد - امروز مثل اين‌كه الهام به من شده بود باغها و زمين همه‌جا سركشى كردم . باغبان را دستور دادم . تا غروب حالم خوب بود . امان امان ، از شب تا صبح زمين را چنگ مىزدم ، همه بيدار ، گريه ، ناله تا صبح درد بود . تلفون به شهر به عين الملوك زده بودند طبيب ديگر بياورد . مقارن ظهر دكتر عزيزى « 1 » كه در محلهء خيابان پهلوى و كاخ مشهور است آمد . فورى دو آمپول كافور و قوه تزريق كرد و گفت درد آرام مىشود . همين‌طور هم شد . يك خوراك قطره با مايعى كه دهنيت دارد براى آشاميدن [ داد ] ، بعد قلب را معاينه كرد . چون منظم ديد گفت استعمال آمپول كافور لازم نيست . روزى دو دفعه همان صبح و شب همان قوه تزريق شود . دوا همان است تا كم‌كم تحليل رود يا سر باز كند . من آرام شدم . بيست و پنج تومان حق القدم ، پانزده تومان كرايهء اتومبيل [ دادم ] . من ناخوش نشده‌ام ، مزاجم خوب بود . سه سال هم هست نقرس طلوع نكرده و پايم خوب است . حالا چند ماه است آقاى غده ما را مبتلاى دوا و غذاهاى ديگر كرده . من در عمرم يك مرتبه آن هم در همدان انژكسيون زدم . حالا روزى دو دفعه بايد بزنم ، چند دفعه دوا بخورم . براى يك قيمه‌بادمجان ، يك لوبياپلو ، يك كشك‌بادمجان دلم غش مىكند ، اين‌همه ميوه فقط پنج دانه توت ، يك لپه زردآلو به لبم رسيده ، ديگر هيچ هيچ . لله هنوز از خستگى سالها زحمت بيرون نيامده توى چادر لم مىدهد كيف مىكند . روزى هفتصد هشتصد دانه توت خورده تا تلافى دوازده سال نخوردن توت جبران شود . در هنگام خوردن شماره مىكند . مسعود آمد گفت الماسى پيغام داده شش هزار تومان خواسته معامله كند . بعد چك را عباس نوشت من امضاء كردم . معلوم من نشد براى آن كه صدور چك باعث اوقات‌تلخى من نشود و شايد هم كار يك‌طرفى شده پول لازم شود پيش‌بينى مىكنند پولى در نزد خودشان موجود باشد . اما من فهميدم . منتهى به روى خود نياوردم . چون فكر بكرى بود .
هامش
( 1 ) - صادق پيروز عزيزى استاد دانشگاه بود . ( ا . ا . )