تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8059

مساهمون:

ص٨٠٥٩

كنفرانس سانفرانسيسكو

سه‌شنبه 25 اردىبهشت - وكلاى ما به سانفرانسيسكو رفتند . كاظمى مهذب الدوله شوهر عينى دختر من جزو اعضاء مبرز آن است و عدل منصور السلطنه وزير عدليه سابق رئيس . چهار نفر وكلاى مجلس هم هستند . مسافرت تا نيويورك سه روز ، چهل و هفت ساعت بين راه . مابقى از مصر ، كازابلانكا نيويورك توقف مىكنند . مايهء تعجب است كه چهل و هفت ساعته از اين دنيا به آن دنيا رفته [ اند ] . مژده مىدهند كمتر خواهد شد . افسوس عمر ما ، مزاج ما اجازه نمىدهد .

وضع بيمارى مؤلف

زبان من ، دهان من همان حال است . از غذا محرومم . علائى كاغذ نوشت به دكتر علوى . رفتم نسخه داد . اما كاغذ مفصل به دكتر جهانشاه صالح نوشت . رفتم نسخهء علوى را پسنديد ، گفت سن شما اجازهء برق و معالجات شديد نمىدهد . انشاء اللّه طبيعت و مزاج معالجه مىكند . كار معالجه به مكاتبات و پول دادن من طى شد . اين است روزگار من . چرا با اين حال زنده‌ام از اسرار خداوندى است كه ما پى نمىبريم . بهار بىنظيرى است افسوس كه من ناچيزم ، مريض ، گرفتار ، گرسنه ، بىغذا .

تجديد انتخاب چرچيل

چهارشنبه 26 اردىبهشت ، 16 مه - حزب كارگر انگليس ميتينگ محرمانه داد . رأى گرفتند پس از انتخابات جولاى رأى به چرچيل ندهند . خبر كه به او رسيد فورا استعفا داد . بيست و چهار ساعت بعد مجددا انتخاب شد . وزراى حزب كارگر را خارج كرد .

حال مزاجى مؤلف

حال مزاجى من عيب ندارد ، فقط از غذاهاى لذيذ به كلى محرومم . دكتر علاء آزمايش و نسخه‌ها را ديد نسخهء تازه داد . دو شربت قبل و بعد از غذا ، سه قرص تسكين درد گوش . دو دوا مضمضه و قرقره كه هيچ‌يك مفيد واقع نشده است . زبانم كلفت است ، آرواره متورم . خوب حرف نمىزنم . سابقا فقط شب درد مىگرفت حالا روز و شب درد مىكند . اين مرض من مهلك نيست مگر مرضى اضافه شود كه آن‌وقت . . . « 1 » آخر را بايد داد .
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .