آدم درست نيكى بود . اينها ديگر عوض ندارند ، آن هم در اين زمانه كه بجاى همهچيز تقلب ، دزدى ، بىدينى و مالمردمخورى رواج بهسزائى دارد ، رحمة اللّه عليه .
دكتر رضا نور
مىگويند اين مريضخانه بديمن است . دكتر رضا نور ترك و بداخلاق است . به من گفت شما را اذيت نمىكنم ، مرا اذيت نكنيد . دمر بخواب ، دمر . بعد گفت شما مگر عكس نينداختهايد . گفتم هزار مرتبه اما نه دمر و لخت به اين شكل بعد مشغول شد و من سكوت كردم .
نامهء عدل الممالك - كامبخش بولشويك كذائى
شاهزاده عدل الممالك كه در قزوين مقيم است باغ و خانهء خوب و ملك دارد ، پنجاه سال است با من و برادرهايم سواى خويشى دوستى داشت امروز كاغذى در جواب مراسله من داده بود از پيرى شكايت داشت . بايد نزديك هشتاد سال داشته باشد و از من بزرگتر است . عابد و زاهد و درويشمسلك است . اما پسر بزرگش عبد الصمد كامبخش از آن بولشويكهاى كذائى است كه در ايام آن پهلوى پاى دار رفت و چند مرتبه حبس شد ، بعد ده سال حبس مجرد . رفتن و نيست شدن پهلوى باعث نجاتش شد . به زور روسها وكيل قزوين شد . جزو توده گرد و دولاخ مىكند . پدرش از او راضى نيست .
شنبه 12 اسفند ، 17 ع 1 - جمعه را ولادت گرفتند . امروز سهو شده بود . تهران سه روز قبل برف بزرگى آمد ، سرد شد ، يخ بست هنوز هم سرد است . چندين سال بود سابقه نداشت .
عيادت و مهمانى
يكشنبه 13 اسفند - ديشب حاجى واليه همشيرهء بزرگ ما زن مرحوم حاج فخر الملك مادر اردلانها با كمر خميده و هزار مشقت براى عيادت من آمد ( كه هرگز به اين زحمت او راضى نبودم ) . هشتاد و يك سال دارد « 1 » . مشاعر و حركت و سكون او نقصى ندارد . خوب مىخوابد ، خوب مىخورد ، خوب صحبت مىدارد . امروز سيزده ، تلفن كردم نواب عاليه و عزيز الملوك دو همشيرهء ديگرم آمدند . ناهار خوبى جمعا صرف شد . عين الملوك هم عصر آمد خيلى خوش گذشت ، صحبتها و خندهها شد . شب تشريف بردند .
هامش
( 1 ) - در مرداد 1324 فوت كرد . ( م . سالور )