تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8043

مساهمون:

ص٨٠٤٣
خرابيها مىرود .

كنفرانس سه دولت

شنبه 21 بهمن - كنفرانس سه دولت در سواحل بحر اسود منعقد شده محل آن معلوم نيست . دوگل خيلى ميل داشت فرانسه هم داخل باشد كه نشد . يك طيارهء انگليسها كه حامل اشخاص برجستهء همين كنفرانس بود از سياسى و نظامى در درياى سياه سقوط كرد ، پانزده نفر تلف شدند .

تركيه و بغازها

تركيه بغازها را به روى كشتيهاى متفقين باز كرد . مهمات و هرچه لازم باشد از بغاز و درياى فنلاند به روسيه حمل مىشود . امريكائيها دستگاه خود را مشغول برچيدن و رفتن از ايران هستند . تا روس و انگليس چه كنند . دوشنبه 23 بهمن ، 28 صفر - امروز را خانهء مرحوم شعاع مىرفتم زائرين امامزاده حسن را تماشا كنيم . چه ايام خوشى بود .

بيمارى مؤلف

دو سال قبل زير زبانم ذره‌اى گوشت زيادى آورد . شمران بودم به دكتر موسى خان [ نجم‌آبادى ] « 1 » نشان دادم . سنگ جهنم زد فايده نكرد . همدان رفتم دردى ، زحمتى چون نداشت گفتند سر به سرش نگذاريد . ده پانزده روز است بزرگ شده ، به زبان هم سرايت كرد . دكتر جمشيدى رشتى شوهر اقدس نوهء من از رشت آمد ديدن كرد . گفت گمان مىكنم برق بايد گذاشت . مرا به مريضخانهء نجميه برد . دكتر معاون « 2 » جراح معاينه كرد گفت اگر دكتر حبيب [ عدل ] تعهد كند با برق و راديوم معالجه كند فبها ، و الا بايد به فلسطين مسافرت كنيد . مطب او رفتيم معاينه كرد گفت برق اين كار را ندارم « 3 » . اين ايام جنگ تفريح‌گاه مصر خشك و عريان شده ، معالجات فلسطين كه يهوديهاى فرارى آلمان مريضخانه ساخته‌اند پروپاگاند مىكنند ، براى چاپيدن مردم است . بعد پيغام داد كنكاش بايد بكنيم ( كنسولتاسيون ) . اين مطلب شهرت كرد . اقوام متصل آمده از مسافرتم صحبت
هامش
( 1 ) - در تجريش طبابت مىكرد . ( ا . ا . ) ( 2 ) - داماد وثوق الدوله ( 3 ) - پدرم را به مطب دكتر حبيب عدل در خيابان اميركبير بردم تشخيص سرطان داد . به ايشان گفت برق ندارم ولى حقيقت را به من گفت . ضمنا اظهار كرد برق گذاشتن بىفايده است او را به حال خود بگذاريد . ( مسعود سالور )