تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8045

مساهمون:

ص٨٠٤٥
بقدرى اجناس قماش و خرازى در تهران بيرون ريخته‌اند كه به وصف نمىآيد . دولت جويا نمىشود كه اينها كجا بود تا هركس [ را ] احتكار كرده مجازات بدهد .

ژاپون

ژاپن حالش زار است . فليپين و خيلى از جزاير فتح شد . بارمه كمى باقى است . چند مرتبه توكيو و يوكوهاما و شهرهاى صنعتى ديگرش بمب‌باران شديد شد . شهرهاى ژاپن از تخته و مقوا بنا شده و خيلى زود آتش‌سوزى مىشود .

معاينهء بيمارى مؤلف

جمعه 4 اسفند - پريروز مرا بردند مريض‌خانهء رضا نور . جناب لقمان الملك وزير ، دكتر ماكس ماير ، دكتر معاون ، دكتر جمشيدى به دقت معاينه و سؤالات كردند . دوائى براى ماليدن دادند و گفتند عكس بايد برداريد . به عقيدهء من چيزى نفهميدند . من مبلغى پول همراه برده بودم . لقمان و معاون چيزى نگرفتند . فقط سى تومان به دكتر ماكس داديم .

بيمارى محتشم السلطنه

محتشم السلطنهء اسفنديارى رئيس چند دورهء مجلس شوراى ملى سرفه زياد كرده فتق بند پاره شده با كمال بىصبرى او را به اين مريضخانه آورده عمل كردند . گروه بيشمارى از هر صنف عيادت مىكردند . مريض‌خانه ، جنجالى بود .

بيمارى مؤلف

دوشنبه 7 اسفند - ديروز روشنك با اتومبيل وزارتى آمد مرا برد مريض‌خانه . عباس و دكتر جمشيدى بودند . مرا روى تخت خواباند . تخته زير طرف راست صورتم گذاشت گفتند روشنائى برق انداخت . من دمر خوابيده بودم نديدم . پا شدم عكس را امتحان كردند گفتند خوب شده . بيست تومان گرفت . عكسهاى عادى زيادتر اجرت مىگيرند . آمديم منزل .

وفات محتشم السلطنه

ديشب حاج محتشم السلطنه اسفنديارى در همين مريض‌خانهء رضا نور بدرود زندگانى گفت . از هشتاد سال متجاوز داشت . مردم باسواد به اعلم باخدائى بود . از اول عمر داخل نوكرى دولت [ بود ] . چند دفعه رئيس مجلس بود . با همهء مشاغل مكنتى نداشت .