مىشوند . سعدى گويد « همهكس را به ترشى دندان كند شود قاضى به شيرينى » .
دزدگاه
روز 13 اسفند - به واسطهء پروندهء سهيلى دكتر مصدق قهر كرد كه اينجا « دزدگاه » است و از مجلس رفت . محمد طباطبائى و بعضى وكلا بد گفتند ، اسنادهاى بى جا دادند .
بردن مصدق به مجلس
امروز شاگردهاى مدرسهء حقوق و غيره اجتماع [ كرده ] و به خانهء او رفته روى دست او را به مجلس مىبرند . حاكم نظامى گلشائيان حكم شليك مىدهد . نوهء حاج صدر السلطنه « 1 » كه در بالكن عمارت خود به تماشا بود از تير هوائى كشته [ شد ] . چند نفر ديگر هم كشته و مجروح مىشوند .
دو سه نفر از وكلاى مجلس به ضرب ته تفنگ و سرنيزه مجروح [ مىشوند ] . مصدق را وارد مجلس كرده صحبت مىكند ، نطق مىكند مىرود . مردم دكانها را بعدازظهر باز [ كردند ] . حاكم نظامى عزل [ شد ] . روزنامهها دادوقال دارند .
بيمارى مؤلف
طب اطباى ما ناقص است . اين گوشت اضافى زير زبان مرا تشخيص نمىدهند .
مداواى آن را به صبر و حوصله تجويز مىكنند . من مىدانم پيش خود فكر مىكنند من پيرم عمرم به آخر رسيده چه مداوائى ، چه زحمتى به او بدهيم . بگذار راحت بميرد . اين وظيفهء طبيب حاذق متدين نيست كه من پيرم امروز فردا مىميرم . طبيب حاذق اين است تا آخر ساعت عمر از طبابت و مداوا مضايقه نكند .
جنگ
16 اسفند ، 7 مارس ، 22 ع 1 - متفقين از شهر وزل تا شهر بن را [ مورد ] حملهء خود قرار داده از رود رن گذشته شهر كلن را گرفتند . امروز يا فردا شهر دوسلدورف و اسن را خواهند گرفت . شهر كلن يك مليون جمعيت داشته فعلا صد هزار پير و بچه باقى است .
از 75 تا 95 درصد خانههاى آن شهر ويران شده .
هامش
( 1 ) - به نام رضا خواجه نورى ( ا . ا . ) .