تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8023

مساهمون:

ص٨٠٢٣
نمىشد . خانم را در تربت شوهر داده بودند حالا بيوه است . از صغارش پرستارى مىكند و از املاكش گذران . مىگفت اعدل الدوله ما را شوهر نداد معاملهء تجارتى كرد . همهء ما دخترها را به پيرمردهاى دولتمند مشهد داده است سواى اين خانم كه عيال اقبال است .

گلخانهء دكتر فاضل

عصر از آنجا خانهء دكتر فاضل به تماشاى گل و گلخانه رفتيم . ركن الدوله همراه تشريف داشت . خانهء اين دكتر هم محل تفرج و تفريح است ، هم مضيف ، هم قمارخانه ، هم مطب است . عمارت بسيار قشنگ ، مبل بسيار آبرومند ، باغ خوب ، سه تا گلخانهء بزرگ كه انواع و اقسام گل در محوطهء باغ و در گرمخانه عمل آورده بود ، متنوع . من كه تا درجه‌اى گلباز بودم و حالا هم خوشم مىآيد حقيقتا لذت بردم . ايرج ميرزا پسر مرحوم ركن اعظم پسرعمو هم بود . در ماليه معاون رئيس امريكائى است .

دار الشفاء

جمعه ششم آبان - در دار الشفاى حضرت ناهار به اصطلاح مهمان حضرت ( ع ) بوديم . به اتفاق شاهزاده رفتيم . در بالاخانهء مشرف حياط ميز چيده بودند . ته‌چين پلو و خوراك مرغ ، خورش ، كوكوى اعلا ، دسر گلابى ، انگور . تا شكم جا داشت خورديم . افسوس دندانهاى عاريهء من قدرى ناتوانست و كمك نمىكند . ناظر خدمت مىكرد . خانمها از من خيلى زيادتر خوردند . محمد و كبرى زيادتر از خانمها . چون مال حضرت ( ع ) بود مىگفتند ضرر نمىكند هرقدر بخورى . سپس حرم مشرف شده بعد مقبرهء نادر رفتيم . اينجا هم ناتمام است . در مقبره هم بسته [ بود و ] متولى حاضر نبود . فاتحه خوانده منزل آمديم . هوا سرد نيست ، از باران و برف خبرى نداريم ، با اين كم‌آبى چه بشود .

جشن تولد حضرت

يكشنبه هفتم آبان ، يازدهم ذيقعدهء 1363 ، 29 اكتبر - عيد تولد حضرت ( ع ) است . مرا دعوت كرده بودند با شاهزاده رفتيم . مجلس در سالن پذيرائى جديد مرتبهء بالا تهيه شده بود . دم در شاهزاده دولتشاهى جاى مرا نزد آقاى استاندار دست راست شمايل خصوصا معين كرده بود . نشان داد يك‌سره آنجا رفتم . منصور برخاست دست داد . نزدش نشستم . دورتادور اطاق علما ، سادات ، اعيان ، اشراف مشهد و اعضاء ادارات دولت روى صندلى نشسته بودند . وسط اطاق ميز دراز بزرگى شيرينى ، گل و گلدان و چراغ بود . بعد از صرف چاى دولتشاهى پردهء شمايل مبارك را كشيد . همه برخاسته