تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8026

مساهمون:

ص٨٠٢٦

طرح مصدق

بالاخره پس از كشمكش زياد و زدوخورد جرايد و بحث وكلاى طمّاع آقاى مصدق السلطنه طرحى پيشنهاد مجلس كرد كه نه اين دولت نه دولتهاى آتيه تا خاتمهء جنگ هيچ امتيازى به دول بيگانه ندهد . در مجلس طرح شد رأى گرفته شد . ساعد رئيس الوزراء از بس روسها زور آوردند ناچار شد استعفا داد . معاون كميسارياى روس هم با كمال اوقات‌تلخى و دلتنگى و تهديدات شفاهى عقب كار خود رفت .

« شريكه »

جمعهء گذشته - صبح خانهء شعاع الدين ميرزا رفتم . اين پسر عمهء مهربان فقط براى من باقى مانده كه [ از ] به دو جوانى ، گذشته از خويشى يك دوستى و مودت مخصوص بين ما بود كه نظيرش در بين ساير اقوام و دوستان نبود . در اغلب كارها شريك بوديم و اسم ما را « شريكه » گذاشته بودند . فعلا هردو پير شده از كار افتاده‌ايم . او هشتاد سال دارد ، رعشه گرفته . مزاج صحيحى نداشت ، حالا بدتر شده . بارها شعاع مىگفت ما دو برادريم كه نزاع و دعواى ارث و ميراث با هم نداريم . غلامحسين ميرزا پسر ارشد مرحوم تاج الدين ميرزا عميد الدوله برادر بزرگ شعاع و بهمن ميرزا و پسرهايش بودند . ناهار خوبى صرف شد . من هم زكام كرده‌ام و به سينه ريخته درد مىكند .

احزاب

از سياست خيلى صحبت شد . بقدرى كه در صدر مشروطيت انجمن زياد بود امروز حزب تشكيل شده است . معتبر آنها حزب توده است و حزب سيد ضياء الدين . اسمى فعلا براى آن نگذاشته مردم « عنعنات » و « حلقه » و كلاه پاخ پاخى مىگويند . اولى روسى است ، دومى انگليسى .

دودستگى - سيد ضياء

باز ما دو دسته شديم . خدايا [ كار ] اين دو هيئت را به خير بگذران . همان‌طور كه آن ايام انجمن نطنزيها ، لواسانيها ، بمپوريها تشكيل شده بود حالا هم حزب تشكيل شده . سيد ضياء به جاى چاى جوهر پونه و نعنا مىدهد . كلاه پوست به سر دارد . لغتهاى غيرمأنوس استعمال مىكند . مثل ريگ هم پول خرج مىكند . اما توده‌ها پولى خرج نمىكنند ، يعنى به قدر آنها . هر دو حزب چاقوكش دارند . قلدر و شرير نگاه داشته‌اند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 8026 | قهرمان ميرزا عين السلطنه