باغچهها صيفىكارى كرده بودند كه پس از مصرف مريضخانه تتمه را مبلغى اجاره داده بودند . مريضخانه بسيار پاك [ و ] تميز ، اطباء لايق ، پرورشگاه اطفال الحق تماشائى بود .
اينجا يك پرفسور آلمانى بود بعد از شروع جنگ روسها گرفتند معلوم شد قبل از جنگ تبعهء ايران شده نژادش هم بنى اسرائيلى است رها كردند . فعلا ناخوش است در همين مريضخانه خوابيده . چون مرضش سخت است اميد ندارند خوب شود .
زحمات اسدى
همهء اينها را اسدى مرحوم تهيه و تدارك كرده است . خيلى زحمتكش بود . امورات آستانه را سروسامان داد . آنچه هم حالا مىشود شالودهء زحمات و خيالات اوست . تمام آن تشكيلات قديم را برهم زد و تشكيلات جديد بنا نهاد . با همهء اين زحمات پهلوى او را كشت .
چهارم آبان - امروز تولد شاه است . به واسطهء جنگ مخارج آن را به فقرا مىدهند ، جشن گرفته نمىشود . روزى هزار نفر را مريضخانه خرج مىدهد .
ملكآباد و گلكارى آن
پنجشنبه چهارم - صبح به باغ ييلاقى استاندار رفتيم . ملكآباد اسم دارد . ملك حضرت ، هشتصد هزار متر باغ است . خيابانهاى وسيع ، تمام سرو و كاج و بيد مجنون ، عمارت قشنگ ، حمام بسيار زيبا . بعد گلخانه رفتيم ، گل فراوانى داشت . گل اطلسى به قدر يك كاسهء ماستخورى به الوان مختلف . اينجا هوايش براى گل و درخت بسيار سازگار است . هرگز در تهران گل و ميوه و درخت به اين قشنگى نمىشود . گل كوكبهاى اينجا به قدر يك قاب چلوخورى بزرگ مىشود . كى طهران اينطور گل پرورش مىدهد . گلخانه مدور بود بسيار بسيار قشنگ . گلهاى عالى داشت و از حالا توى گرمخانه برده بودند . گل شمعدانى اينجا دو سه برابر گلهاى شمعدانى تهران است .
بعد از تماشا و صرف چاى شهر آمديم . تا شهر خيابان عريض پردرخت خيلى قشنگى است كه تفرج همان خيابان خودش نظير ندارد .
مهمانى شرافت السلطنه
ناهار خانهء شرافت السلطنه دختر اعدل الدوله پسرعمو ، پريروز هم خانهء دختر ديگرش قمر الملوك بوديم . اين خانم سال گذشته مكهء معظمه رفته بود . تعريف مىكرد از صدماتى كه خورده بود . از بس خوشزبان و خوشصحبت بود انسان از صحبت او سير