پسرها داشته باشد . تنها ماندم مگر بهمن برسد .
آنچه در اينجا آورده مىشود شرحى است كه مرحوم پدرم ذيل نامهاى كه مرحوم شعاع الدين ميرزا قهرمانى دربارهء قيمت گندم در همدان استفسار كرده بود ، نوشتهاند . متأسفانه نامهء شعاع - الدين ميرزا با مداد نوشته شده است و قابل خواندن نيست .
فقط آنچه پدرم نوشته است نقل مىشود . ( مسعود سالور )
دربارهء شعاع الدين ميرزا
15 مهر - سركار شعاع الدين ميرزا قهرمانى امروز هشتاد سال دارد . از من هشت سال تقريبا بزرگتر است . معظم له پسر عمهء من مىشود .
مرحوم محمد شاه طاب ثراه به واسطهء علاقهاى كه به قهرمان ميرزا برادر بطنى و صلبى خود داشت و جوانمرگ شده بود وصيت كرد عزيز الدوله دختر او را به مرحوم كيومرث ميرزا پسرش بدهند . ناصر الدين شاه به وصيت عمل كرد و حكومت كرمان را هم به او داد .
عزيز الدوله دختر ناصر الدين شاه
عزيز الدوله يكى از دخترهاى باسواد و نطاق با جربزهء شاه بود . در حقيقت مرد بود نه زن . دو پسر [ داشت ] : يكى مرحوم تاج الدين ميرزا عميد الدوله ( هشت سال است مرحوم شده ) ، ديگرى شعاع الدين على و يك دختر عزيز الدولهء ثانى خانم مرحوم محمد ميرزا پسر عباس ميرزا ملكآرا ( پسرعمو « 1 » و دخترعمه ) . پس از اين سه اولاد بين خانم و عميد الدوله مفارقت واقع شد .
پس از چند سال شاهزاده خانم به مرحوم معين السلطنه ميرزا رضا شوهر كرد . با او هم سازش نكرد ، طلاق گرفت و اصولا شاهزاده خانم خودخواه ، خودپسند و كجخلق به قول حالا عصبانى بود . چنانچه بارها در سر بعضى مطالب با ناصر الدين شاه نزاع و مرافعه مىكرد و باك نداشت .
خانهء عالى و باغ بزرگى در شاهآباد داشت كه محل تفرج و شيطانى ما با پسر عمهها بود . املاك خوبى در محال خرقان [ داشت ] . پسرها را مرحومه عزيز الدوله نزد خود آورد . عميد الدوله زن ديگرى جعفرآبادى گرفت و چند اولاد از آنها پيدا كرد . زن ديگر
هامش
( 1 ) - اشتباه از نويسنده است پسردائى و پسرعمه بودند . ( مسعود سالور )