در خانهء ما ز خوردنى چيزى نيست * اى روزه برو ورنه تو را خواهم خورد
- 2 -
آمد رمضان توبه نموديم عبث * بستند در ميكده از بيم عسس
گر مى نخورم يك اربعين مىميرم * اى غرّهء شوال به فريادم رس
اين دو رباعى « 1 » را هميشه دائى مرحوم معتضد السلطنه در ماه رمضان مىخواند . خدا آن شاهزاده بامزهء خوشصحبت همهچيزتمام را رحمت كند . دائى من پسر منحصربهفرد مرحوم اعتضاد السلطنه وزير علوم بىنظير ايران بود . پارسال اول ماه رمضان ما وارد كوريجان شديم .
شوخى با محتشم السلطنه چهارشنبه 16 شهريور
ز كرسىنشينان در اين دور نحس * مجوئيد جز خوى اهريمنى
ز تير جرايد به حاجى رئيس « 2 » * مؤثر نگردد سر سوزنى
چه از جد اعلاش اسفنديار * ببرده همه ارث روئينتنى
گفتهاند حاجى را مفتضح نمودهاند ، در هر روزنامه ، در هر مجله ، در هر روز . اين قطعه هم مناسب سجل اوست . روزنامهء توفيق شعر را نوشته بود .
مجلس سيزدهم
شنبه 19 شهريور - مجلس دورهء سيزدهم است . مىگويند مجلس چهاردهم نحستر خواهد بود . دوره دارد منقضى مىشود . مردم آشوبى دارند . هزار حزب ، صد روزنامه و مجله مشغول تبليغات و پروپاگاند است . سى هزار كانديد وكالت ، خداوند بركت بدهد .
شب جمعه 18 شهريور ، نهم رمضان - عباس ميرزا كوريجان وارد شد . خبر خوش تسليم بلاشرط ايتاليا در شب 16 شهريور 7 سپتامبر 1943 بود . [ شايد ] اميد فتح نزديك باشد . در 17 شهريورماه اعلان جنگ دولت ايران به دولت آلمان .
هامش
( 1 ) - اين دو رباعى به سرودههاى ابو الحسن ميرزا شيخ الرئيس قاجار ( حيرت ) مشابهت دارد . ( ا . ا . )
( 2 ) - منظور حاجى محتشم السلطنه ( حسن اسفنديارى ) است ( ا . ا . ) .