مال و حال و جان و كسانشان از دست رفته جاى خود دارند . زن و مرد اين مملكت سواى معدودى هريك از اين راهها بغض و كينه در دل داشتند . پنجاه سال عمامهء شير شكرى به سر داشت ، عبا به دوش ، با يك قبضه ريش او را به شكل ديگر درآوردند . مخالف عقيده و عادت ديرينهء او بود . قهرا عداوت پيدا كرد . به فلان پيرزن هيچ ستمى ، ظلمى نشده بود اما براى آنكه گفتند تو بايد سر باز بيرون بيائى كينه در دل گرفت و نفرين مىكرد ، به خدا مىناليد .
عشاير
بارى مطالب زياد است فرصت تحرير كم . سمت كردستان ، لرستان مغشوش [ است ] .
مىگويند كردها استقلال مىخواهند . تفنگ ، مسلسل ، حتى توپها به دست آنها افتاده .
شيخ محمود و جعفر سلطان و دوازده نفر از معتبرين عشاير [ كه ] در عراق حبس بودند به فرمان انگليسها مرخص شده به ايران آمده مصدر انقلاب شدهاند . در كردستان مىگويند محلهء يهود را شهرى غارت كرده است . امير لشكر شاهبختى آمد و كردستان رفت . يك دسته هم سرباز از طهران آمد رفت .
تفنگ
فرماندار همدان به بعضى از مالكين اسلحه داده دفع شر از خود كنند . مهاجران همسايهء كوريجان است . اشرار و دزد زياد دارد . براى حفظ از شرّ آنها من هم سه قبضه تفنگ درخواست كردم . گفت كاش زودتر گفته بوديد ، همه را بردند . عهد كرد به وصول تفنگ از طهران سه قبضه به من بدهد .
رضا شاه در جزيرهء موريس
در روزنامهء 27 مهر بود شاه سابق به جزيرهء موريس در ششصد كيلومترى ماداگاسكار وارد شد . نوشته بود جزيرهء موريس متعلق دولت انگليس 1850 كيلومتر مربع وسعت دارد ، سيصد و هشتاد هزار نفر جمعيت : دويست و هشتاد و پنج هزار نفر هندى ، پنج هزار نفر چينى ، بقيه سفيدپوست اروپائى و بومى . هوايش به واسطهء نسيم اقيانوس معتدل است ( با آنكه در منطقهء حاره است ) ، تابستان از 27 بالا نمىرود ، زمستان از ده زير صفر . گرما از سى و يك تجاوز نمىكند . همان بود كه من تصور مىكردم . انگليسها نمىگذاشتند شيلى يا آرژانتين برود پول و جواهرات را آنجا مصرف برساند .