كه تا حسينآباد مىرود بايد داير كرد . آنوقت كوريجان ملك مىشود . اين قنات از عهد نادر و افغان خراب شده و تاكنون آبادى به خود نديده است « 1 » . مرحوم پدرم در آبادى اينجا هيچ اهتمام نكرد و حال آنكه در آن عهد خيلى سهل و آسان بود . به ما رسيده در صورتى كه نه قوهء مادى داريم نه معنوى كه عمر باشد ذرهذره ، خورده خورده به هزار جان كندن بايد آبادش كرد . در حالى كه آن عهد به يك اشاره آباد شده بود .
اولين سربازهاى وظيفهء كوريجانى
سربازهاى وظيفهء كوريجان كه دو سال خدمت خود را انجام داده بودند مرخص شده آمدند . اينها را دو قسمت كرده بودند : يك قسمت مرغوب آن را به طهران ، قسمت نامرغوب را به كردستان برده بودند . قسمت طهران به خدمات توپ ، مسلسل مشغول [ بودند ] . قسمت نامرغوب [ در ] سرحد عثمانى در يك محل سخت دور از آبادى به خدمت سرحدى مشغول بودند . همانطور كه مرغوب را طهران برده بودند مرغوب برگشته و آن نامرغوب كه كردستان رفته بود خيلى نامرغوبتر مراجعت كرده ، طورى كه كسان خودشان به اشكال تميز مىدهند كه اين همان حسنعلى است كه رفته يا حسنعلى ديگرى است مراجعت كرده .
در طهران به واسطهء آنكه اعليحضرت پهلوى شخصا به امورات نظامى رسيدگى و دقت مىفرمايند همه قسم اسباب راحتى افراد از حيث پوشاك و خوراك و ناخوشى و بيمارى موجود است و اين نظاميان كوريجان كه در طهران بودند خيلى اظهار رضايت مىكنند و حالت روحى آنها هم خيلى خوب است .
جريمهء خنده به كلاه
قريب يك ماه است كه كلاه نظاميان را از صاحبمنصب و تابين تغيير دادهاند . اين كلاه از پارچه است و شبيه است به كپهاى اسكاتلندى ، لكن از آنها بزرگتر و بالاى آن هم به جاى فرورفتگى بالا آورده شده . كلاه مضحكى است . خيلى خيلى شبيه به تاج هدهد .
مردم بىاختيار به اين كلاه مىخندند ، مخصوصا به كلاه افراد كه از پارچههاى بدآهار شل ول وطنى بود ، كانه نزاع كرده و از بسكه به سر و كلهء همديگر زدهاند كلاهشان خورد و خمير شده . بالاخره شهرت دادند كه هركس علنا خنده كند آژان گرفته و جريمه نمايد . سپس معلوم شد در شوراى اركان حرب نقشهء اين كلاه را روى كاغذ كشيده بودند
هامش
( 1 ) - از استقراض بانك فلاحتى 1314 مشغول حفر و تنقيهء آن شديم . ( يادداشت از نويسنده )