تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6674

مساهمون:

ص٦٦٧٤

ديدارها

سه‌شنبه 15 جمادى الثانيه ، دوم دلو - از ديروز اول دلو قبل از آفتاب تا امروز طلوع آفتاب برف عظيمى طهران آمده كه سه مرتبه پارو كردند . من همه را منزل بودم . با امير نصرت تلگرافى به حاج عز الممالك نموديم . بوشهر است . دنبلان و نهال خرما خواستيم . جمعه را هم خانهء فخر الملك با معتضد مهمان بوديم . به همان مزه و خوش‌مشربى سابق است . شعر مىگفت . اقامت مشهد شاعر ترش كرده . از اشعار خود مىخواند . عصر خانهء عميد الدوله رفتيم . باز پايش درد گرفته . يعنى خانهء ما با معتضد السلطنه مهمان بود . پياده آمده بود و باعث درد شد .

ساعد الدوله دويست تومان داد

آقاى عماد السلطنه با دو پسر كوچكش منوچهر و ملك قاسم على شاه عوض شكار و گردش رفته بود خوب شد . پريروز عصر آمد . گويا شكارى هم نكرده است . افخم ورامين بود آمده . از اجاره‌دارها امسال ملك را گرفته‌اند و گرفتار زحمت شده . ساعد الدوله فقط دويست تومان از پانصد را داد . همه‌روزه اسد اللّه ميرزا مىرود و نتيجه نمىدهد . درختهاى باغ را چهارصدوپنجاه خريدند ندادم . به اين جهات پول خانم راه نيفتاد و در خانه نشسته است . قايم‌مقام الملك يك درشكه خواسته بود پول آن هم فراهم نشده بخرم .

جمهورى ايران

چند روز قبل جريدهء « شفق سرخ » نقل‌از جريدهء « وقت » آنقوره نموده بود كه ايران هم مشغول جمهورى شدن است و بسيار هم خوب است . پسرهء روزنامه‌فروش داد مىزد جمهورى ايران . بعضى از علما و رؤساى تجار ، اصناف ، بعضى از رجال شديدا به رئيس الوزرا شكايت كردند كه همان مشروطه ما را كفايت كرد خواهش داريم دست از ما بردارند .

مقالهء قانون

ديروز جريدهء « قانون » ( اين‌روزنامه‌ها كه توقيف نشده اغلب ماهى يك مرتبه ، دو ماهى يك‌دفعه طبع مىشود جز ايران و ستارهء [ ايران ] ) دفاع كرده بود كه خود شاه مىخواهد شانه از بار سنگين سلطنت خالى كند . شاه است كه علاقه به اين آب‌وخاك
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6674 | قهرمان ميرزا عين السلطنه