تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6657

مساهمون:

ص٦٦٥٧

سردار سپه دنبال اتاتورك

عثمانى دولت ترك شد و كمال پاشا رئيس‌جمهور . در ايران نوشته بود نقشهء ناپلئون را كار مىكند . پايتخت آنقوره . سردار سپه هم دور نيست همين مشق را مىكند . شاه علاقه‌مند نيست ، حتى املاك خود را مىفروشد . شايد خودش استعفا بدهد با وليعهد . ناقابل هستند . شاه فقط به قول خودش تاجر خوبى است . نواب عاليه با ملكه مىآيند . از 20 محرم اسمعيل خان خانهء من آمده .

قرارداد بىهياهو

اردوئى سيار به سمت عربستان و لرستان رفت . سرپرسى لرن بغداد از آنجا ناصرى نزد خزعل . خارج شد . محمد باقر خان سرهنگ با عده‌اى نظامى وارد شد . پلتيك انگليس نرم‌نرم جلو مىرود . همان قرارداد اجرا مىشود . بدون هياهو و اين‌كه روى كاغذ و جرايد . خزعل تلگراف مىكند به شكرانهء امنيت مملكت دو اتومبيل زره‌پوش تقديم نظام مىكنم ، مريضخانه به نام « پهلوى » مىسازم . مىگويند هردو اتومبيل را انگليسها به اين شكل داده‌اند كه هياهو نشود . اگر انگليس طالب نبود توسعهء قشون محال بود . مىگويند پس از مراجعت سردار از سرحد كابينهء اصلى و امورات شروع مىشود .

بيانيهء سردار سپه

بيانيهء رئيس الوزرا : هركس اوضاع قشون و درجهء امنيت ، تمركز قواى مملكت ، ميزان عظمت و قدرت حكومت را در سه سال قبل مىداند امروز هم نتيجهء زحمات و عشق مرا به بسط قوا و امنيت مملكت مىبيند . تا امروز مملكت را امن مىكردم و نمىتوانستم به كار ديگر برسم . از امروز انشاء اللّه به ساير كارها رسيدگى مىكنم . من الفاظ را كنار مىگذارم به عمل مىپردازم . پروگرام من هم مختصر دو چيز است : حفظ حقوق مملكت ، اجراى قانون .

سان قشون

يكشنبه 24 ع 1 ، يازدهم عقرب - ديروز شاه ميدان آمد . نه هزار قشون مركز سان داد . آراسته ، قشنگ كه بهتر از آن ما قشون خود را نديده بوديم . چادرها سفرا ، رجال ، اميركبير ، سپهسالار ، فرمانفرما كه همه وزير جنگ بودند و يك فوج مثل حالا نداشتند .