تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6526

مساهمون:

ص٦٥٢٦
و مذهب نثار مىكنيم . چنين شهرت دارد روسها به آن سمت و انگليسها به اين سمت كمك مىكنند . هيچ‌كارى در ايران واقع نمىشود كه پاى يكى از آنها يا هر دوى آنها داخل نباشد ، يعنى از صدسال به اين طرف . لحن جرايد ملايم شده . حضرت اقدس و الا از شمران يوسفيه آمد . چند شب هستند تا ترتيب منازل شهرى داده شود . هنگام رفتن شمران هم همين قسم است . بىپولى مرا نزديك است خفه كند . سليمان ميرزا آنقدر همه را اذيت كرد حالا خودش گرفتار شده است .

قضيهء سليمان ميرزا و نظر مدرس

پنجشنبه پنجم - آقايان علما قضاوت سليمان ميرزا را از روى نطق او به آقاى مدرس واگذار نمودند . وكلا هشت ماه به آخر عمرشان مانده مبلغها هم فوايد از جاهاى ديگر دارند . اين است بين خود اصلاح كردند . مجلس هم مفتوح شد . مدرس نوشت : در آخر جلسهء چهارشنبه 26 حضور نداشتم ، صورت‌جلسه را ملاحظه كردم سليمان ميرزا عباراتى اظهار داشته بودند كه بعضى توهم نموده بودند كه مشعر بر تساوى رؤساى اديان و پيغمبران است . شاهزاده حاضر شده از توضيحات كه دادند معلوم شد كه اظهارات شاهزاده نسبت بدين‌موضوع مجملاتى بود و موقع نشد كه مفصلا صحبت بدارند و اين شبهه [ را ] كه از اجمال عبارت ناشى شده رفع نمايند . بناء على هذا نسبت به اين عبارات نمىتوان ترتيب اثرى داد . ديگر هيچ شبهه در آن باقى نيست . پنجم ربيع الاولى ، سيد حسن مدرس .

آقا سيد يعقوب

افخم الدوله به اتفاق نظام‌الدوله مجلس رفته بود . سيد يعقوب چنين نطق نموده : اول يك كرور براى خريد كشتى كراوزر خنده ، دوم شسه كردن راه شهريار خندهء طولانى وكلا . بعد گفته بود اكثريت مرا خفه كند . همه وكلا گفته بودند انشاء اللّه ، انشاء اللّه زودتر زودتر . رئيس تنفس داده بود . سيد يعقوب خوب حرف مىزند . در حقيقت دلقك و اسباب خنده و تفريح وكلاست . چه گاهى در مجلس ، چه بيرون مجلس .

مشروطهء مشروعه

جمعه ششم - ديشب حاجى آقا جمال منبر رفت . گفت شرايط [ را ] قبول كردند اينك نكول دارند . ما بايد بدانيم شرع تابع سياست است يا سياست تابع شرع . اگر عكس باشد ما آن‌وقت يك قفل كوچكى درب مجلس زده و خودمان هم در اين شهر توقف