تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6524

مساهمون:

ص٦٥٢٤
داريم . از طرف چند نفر : خير اين‌طور نيست . همهمه و جنجال ، صداى زنگ رئيس بگذاريد حرفشان را تمام كنند . خواست توضيح بدهد مجددا همهمه بر شدت خود افزود و عده‌اى از وكلا خارج شدند . سليمان ميرزا مىگويد خيلى از آقايان رفتند ، فرضا هم اينجا نباشند فردا در روزنامه مىخوانند . اشخاص هم سابقهء خدمتشان معلوم است . بنده عقيده دارم و ايمان دارم به همه پيغمبرها كه همه پيغمبر هستند و پيغمبر ما خاتم النبيين . از طرف يك‌نفر ، براى مذاكره كافى نيست . حرف خودم را موقع ديگر مىزنم . رئيس تنفس دادند بعد هم مجلس منعقد نشد .

زنديق

پنجشنبه و امروز جمعه باز مجلس منعقد نشد چون سليمان ميرزا بود . اما نزاع و فحش در گالرى و راه‌پله شروع شد . به سليمان ميرزا فحش دادند ، زنديق گفتند كه تو رئيس همه مذاهب را با انبياء يكى كردى . خواستند بزنند فرار كرد . مساوات خواست همراهى كند دچار چك و مشت آقا ميرزا هاشم تنومند آشتيانى شد . سيد يعقوب و آقا سيد فاضل زانوها را بغل گرفته عمامه‌ها را زمين [ زدند ] فرياد مىكردند وامحمدا وامحمدا و گريه مىكردند ، ما بايد عباس افندى را هم پيغمبر و محترم بدانيم .

طرفداران سليمان ميرزا

جرايد طوفان ، اقتصاد ، ايران آزاد كه خريدارى شد و قرائت گرديد همه كمك و همراهى از سليمان ميرزا كرده كه نمازش ترك نمىشود . اين مطالب اتهام است ، دروغ است . تمام را هم به گردن قوام السلطنه مىگذارند . پول داد « اقدام » از شاه بد بنويسد ، تحريك كرد مدرس و سيد يعقوب مجلس را برهم بزنند .

مرده‌باد قوام السلطنه

شنبه - دكاكين بسته ، اجماع علما و تجار و كسبه در مسجد ، جرايد باز حمايت از سليمان ميرزا مىكنند . در مسجد سپهسالار ملك‌زاده و حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى و سيد سقا نطق مىكنند ، زنده باد سليمان ميرزا مىگويند . ديشب جلوى مجلس هنگام ورود رئيس الوزرا جمعى مرده باد مىگويند . داخل صحن بهارستان مىشود ، سليمان ميرزا مىرسد مىگويد آنچه بيرون مىبايست به شما بگويند من در اينجا مىگويم : مرده باد كابينهء خائن ، مرده باد رئيس الوزراى خائن . رئيس الوزرا مىگويد لازم نبود شما بگوئيد ، در بيرون رفقاى شما به تحريك شما گفتند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6524 | قهرمان ميرزا عين السلطنه