تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6522

مساهمون:

ص٦٥٢٢
دانيد مردم طهران و تكليف خود . اين آدم مرتد است ، كافر است ، زنديق است . اصرار كردند اسم ببريد ، اسم ببريد . گفت « سليمان » اسمى ، اهريمن سيرت و يك شعر عربى خواند كه من نفهميدم و باز تكرار كرد . هياهو بلند شد و مسجد شلوغ شد من آمدم . جرايد فقط نوشته بودند پس از نطق سليمان ميرزا مجلس از اكثريت افتاد . « اقدام » را جمع كردند . جمعه - خانهء شعاع الدين ميرزا مهمان بوديم . عميد الدوله ، بهاء الدوله ، افخم الدوله ، امير نصرت ، امير الدوله بودند . تمام صحبت راجع به سليمان ميرزا و مجلس و علما ، « ميهن » و « پژوهش » بود ، نه اينجا در همه شهر . فقط جريدهء « ايران » نيم‌رسمى به طور نزاكت مطالب را نوشته بود . ايهام و اشارات آن براى ما مبرهن بود ، خارج طهران خير .

هيئت منصفه

عصر چهارشنبهء گذشته رئيس الوزرا ( قوام السلطنه ) قانون موقتى هيئت منصفه را تقديم مجلس مىكند به قيد فوريت . سليمان ميرزا و حائرىزاده ( وكيل يزد ) تقاضا مىكنند از دستور خارج شود . قبول نمىشود و قرائت مىكنند . از پنجاه و هفت‌نفر وكلاى اكثريت بيست و چهارنفر منتخب‌شده براى هرمحاكمه شش‌نفر . از اين بيست و چهارنفر به قرعه معين شده در جلسهء علنى محكمهء استيناف با حضور مدعىالعموم محاكمهء مديران جرايد به عمل آيد و پس از تعيين قانون دائمى هيئت منصفه اين قانون موقتى نسخ شود ( اصلا اين قانون را در آن وقتى كه نوشتند مردم مىترسيدند جريده‌نگار شوند و براى جلوگيرى بود . امروز اصلا موضوع ندارد . مدير روزنامه هم مثل ساير مردم چه امتيازى در محاكمه كه به من فحش بدهند ، يا افترا و تهمت بزنند ، يا هتك شرف كنند با ساير مردم بايد داشته باشد . آن هم مديران جرايد معلوم الحال ) . در فوريت آن بحث زياد مىشود . سيد يعقوب با سليمان ميرزا و حائرىزاده مخالفت مىكنند . تدين تقويت از سليمان ميرزا مىكند . شيخ اسد اللّه دفاع مىكند و مىگويد نبايد اين قانون را گروى قانون محاكمهء وزرا نگاه داشت . آنها قانون محاكمهء خود را نمىنويسند ، شما بنويسيد به مجلس تقديم كنيد . سليمان ميرزا مىگويد اذهان ما مسبوق نيست ، باشد براى وقت ديگر تا ما در اطراف آن دقت كنيم . مىگويند شانزده سال است كه اين مسئلهء قانون جرايد مطرح است ، چطور اذهان مسبوق نيست . در بين شور هم مىشود دقت نمود . سليمان ميرزا مىگويد من و رفقايم « اوبستروكسيون » مىكنيم . مىگويند ترجمه كنيد . مىگويد از مجلس خارج مىشويم . مدرس مىگويد خيلىخوب برويد . سليمان ميرزا مىگويد بلى سركار تشريف داريد من به الكفايه هستيد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6522 | قهرمان ميرزا عين السلطنه