خواب پريشان - تلگراف سپهسالار . آنوقت پس از جوابهاى زياد نوشته بود شما چندين مرتبه مصدر كارها بوديد چه گلى چيديد كه اينك گلاب آن را بگيريد . همان مصائبى كه به سر ملت آورديد كفايت كرد .
روزنامهء « ايران آزاد »
در « ايران آزاد » كه رديف جريدهء « حقيقت » است و مرا كلنل ابو الحسن خان مبتلاى به آبونمان آن كرده و هرماهى هم پانزده روز يا توقيف است يا به واسطهء گرفتارى مطبعه يا تغيير مكان يا مرض اعضاء نشر نمىشود ، شرحى در ستايش « ستارهء ايران » و ذم قوام السلطنه نوشته است . با حذف زوايد آن درج مىشود .
بليط اعانه براى ستارهء ايران
رفقا . جرايد ملى كه ناشر افكار شما و مخاطرات قبل از همه متوجه آنهاست و آنها هم با كمال شجاعت از سعادت اين مملكت دفاع نموده و با آغوش باز مخاطرات را استقبال مىنمايند در نتيجه سنگينى حوادث و فشار دشمنان آزادى مستقيما متوجه آنها مىگردد و از اينروز خسارات زياد متوجه آنها مىشود به كمك و مساعدت مادى محتاجند . شرافت و مناعتى كه لازمه يك روزنامهء آزاد ملى مىباشد ( يعنى كشك ، ما پول نمىگيريم . رجوع به جرايد ديگر لازم است كه چه مىگويند ) جرايد ملى را از قبول مساعدههائى كه از طرف مقامات عاليه اظهار مىشود بازمىدارد ( آره تو بميرى ) ، از فشار دستهاى پرى كه به التماس بهطرف آنها دراز است منع مىكند ( به حقحق دروغ مىگويد ، همين عبارت حسنطلب است ) . از تكيه دادن به سرمايههاى متنفذين احتراز را واجب مىشمارد . درعينحال دست به سوى شما دراز نموده استعانت مىجويد ( از يك ماه قبل از نمايش بليتها به درب خانهء مهاجر و انصار روانه است . همتعالى خودش عنوانى است كه بايد خيلى زيادتر از آنچه در بليت ذكر است داد ) به اين معنى ( آنجا كه ذكر قيمت شده سياه نموده و مىنويسد همتعالى ) .
ستايش ستارهء ايران
روزنامهء « ستارهء ايران » مهمترين جرايد است كه ساليان دراز منادى آزادى بوده ( منادى آشوب ، انقلاب ، دشمنى بدين آبوخاك ) . « ستارهء ايران » هميشه در چشم اشراف و متنفذين خار و مرهم دلهاى تيرخورده ضعفا بوده است . مدير محترم روزنامه « ستارهء ايران » در روزهاى سخت و تيره پيش قدم و با يك شجاعت بىنظيرى ( شلاقها را