تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6365

مساهمون:

ص٦٣٦٥
رعاياى دهات دوردست گله نموده بودند كه چرا نيائيم . جواب نوشتم هيچ مقصودى جز دورى راه و نبودن جا در بين نبود . خواستم زحمت شما كم [ شود ] و خجالت نكشم . انشاء اللّه هوا خوب شد هرقدر ميل داريد بيائيد .

نايب الحكومه و بره

نايب الحكومه هرجا بره نياورده‌اند مأمور فرستاده دوتا بره و پنج هزار هم فوق العادهء مأمور وصول بدهند . بعضى دهات هم كه شركت نموده و يك بره برده بودند محسوب نداشته است . از يك گاوى هم كه سه سال بود در گازرخان مفقود شده بوده شصت تومان جريمه گرفته كه گاو سرقت شده است و بايد سارق را به دست بدهيد . هركس براى مطلبى دهن باز كند مأمور او اسبش حاضر است و بلكه مسافتى هم به سمت مقصود رفته است . آشكار مىگويد تا وزير جنگ و خدايار خان هستند من هركار بخواهم مىكنم و مىكند . من كه رونده هستم و براى اين چند روز حرف نمىزنم ، اما خدا به داد مردم برسد . وزارت داخلهء ما از تمام وزارتخانه‌ها مهمل‌تر است . يكشنبه 26 رجب - قدم زواركى از شهر آمد . على محمد دو ماه است يك دكان باز كرده اگر از شر نايب الحكومه ايمن باشد كاسبى خواهد كرد . قدم بار او را آورده بود . كاغذى نوشيروان ميرزا نوشته بود . دو بسته هم روزنامه آقاى عماد السلطنه روانه نموده بودند . دو « لندن نيوز » هم آورده بود . نوشيروان نوشته بود اگر خدا بخواهد و درست امتحان بدهم يكى از مدارس كمبريج خواهم رفت و خيال دارم درس فلاحت بخوانم ( من مشكل مىدانم ) .

توقع رفتن نزد شاه انگليس

حضرت و الا اصرار دارند من نزد پادشاه انگليس بروم و تقريبا در هركاغذى كه از ايشان مىرسد امكان ندارد از اين بابت ننوشته باشند . سه چهار ماه قبل وزيرمختار مفتاح السلطنه برايشان نوشت رفتن نزد شاه لباس رسمى لازم دارد . آن هم تقريبا صد الى صد و پنجاه ليره تمام خواهد شد . اولا جواب كاغذ او نيامد . اما براى من نوشته‌اند كه اين طور چيزها لازم نيست . مثل اين‌كه مىخواهم نياوران بروم . دو مرتبه وزير تشريفات اجزاى سفارت را دعوت گرفت . بنده براى نداشتن لباس نتوانستم بروم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6365 | قهرمان ميرزا عين السلطنه