1301 شمسى « 1 »
بسم اللّه الرحمن الرحيم شروع مىشود به اين مجلد چهاردهم « 2 » در روز چهارشنبه 22 رجب المرجب 1340 هجرى - مطابق روز اول حمل نوروز سلطانى 1301 شمسى - اول فروردين 844 جلالى - 21 مارس 1922 ميلادى در قريهء زوارك الموت .
ديدن عيد
امروز به واسطهء اول سال و عيد جمعى از پيرمردها و رعاياى دهات نزديك ديدن آمدند و تا ظهر مشغول پذيرائى بودم . به واسطهء نداشتن منزل وسيع و لوازمات پذيرائى از رعاياى دهات نواحى آتان و اندج و تركان فيشان عذر خواستم و به آنها نوشتم زحمت نكشند كه اسباب خجلت من خواهد شد . هوا آفتاب بود برفها آب مىشد . زواركيها دو سال بود عيد نگرفته بودند . امروز تجديد مراسم عيد را بجاى آورده ناهار دادند و تا عصر توى لاتها مشغول بازى بودند . سال خوبى نبود . عيد با كسالتى است . فقر و فلاكت به مردم رمقى باقى نگذاشته .
نوروز فقيرانه
من امروز يك قبا و كلاه نو درميان تمام اين رعيت نديدم . شهر هم اعلاناتى نمودهاند كه مردم در تهيهء لوازمات عيد امساك كنند ، شيرينى نگذارند . با چاى كشمش بهجاى قند بخورند . ديشب بچههاى من « يلكا » گرفته بودند . از كوه درخت كاجى آورده بيرق و گلهاى كاغذى الوان و فتيلههاى مومى بهجاى شمع و بعضى شيرينىجات و آجيل بدان آويخته بودند . دخترهاى زوارك و پسربچهها را دعوت نموده بودند . گراموفون از غارت درآمده را هم كوك كرده مشغول عيش بودند . دخترها همه رقصيده بودند و بعد شيرينى
هامش
( 1 ) - از اين پس چون سالهاى شمسى مبدأ تاريخ مرسوم در ايران است سال شمسى را در اول صفحه مىآوريم و آغاز سال قمرى در هركجاى صفحه كه قرار مىگيرد به ضبط در خواهد آمد . ( ا . ا . )
( 2 ) - اول دوازدهم نوشته بوده و بعد به سيزدهم و سپس به چهاردهم اصلاح كرده است .