سردار سپه فراشباشى كابينه ( سخنان افخم الدوله )
افخم الدوله مىگفت سردار سپه ميخ زور و فراشباشى كابينه است . مردم طهران بسيار از او ملاحظه مىكنند و مىترسند . مشدىوار عبارت خوشش خواهر . . . ، پايم به . . .
است . در اين مدت قليل هم عمارت عالى با مبل ممتاز درست كرده ، شبوروز هم سوار اتومبيل است . گاهى قزاقخانهء شهر ، گاه قصر قاجار ، گاهى هيئت وزرا و ادارهء ژاندارمرى و غيره . مردم طهران از او نفرت دارند خصوصا روزنامهنويسها ، اما جرئت دم زدن ندارند . براى كابينهء وزرا هم امروز يك همچو عضوى لازم است و الّا مجلس و جرايد و مردم منفعتطلب خيلى هنگامه برپا مىكردند .
ساختن فرمانفرما با سردار سپه
پس از چند روز كه از عمر كودتا گذشت شاه با اين آدم ساخت . در همان محبس هم فرمانفرما و پسرهايش با او سازش نمودند . پس از آنكه سيد ضياء به او تكليف كرد كه در مجازات محبوسين همراهى كند گفت من تا اين اندازه حاضر نيستم و فورا رفت به شاه آن مطالب مخفى و اقدامات سيد را از قتل محبوسين و جمهوريت ايران گفت . شاه از او تكليف خواست كه چه بايد كرد ، عرض كرد اگر مىفرمائيد امروز استعفاى او را گرفته پس از چند ساعت تبعيدش كنم . شاه كه از خدا مىخواست فورا فرمان داد . همان قسم كه عرض نموده بود انجام داد چنانچه شنيديد .
سيد ضياء
سيد ضياء خوب وزيرى بود ليكن كسى را نداشت كه با او كمك و همراهى كند . حشر او و اتفاق و اتحاد او با اشخاصى بود مثل منوچهر خان يا كاظم خان يا هكوپيان « 1 » ارمنى و اينها قابليت اداره كردن يك مملكتى را نداشتند . خيلى هم تندروى كرد . آنوقت هم به خيالات خام مهمى افتاد كه محال بود دوام كند . عقيدهء سيد ضياء اين بود كه ايران بايد با يككله اداره شود و پس از آنكه نظم گرفت مقننه شده به دست جمهور داد ( من هم همين عقيده را دارم ) . مىگفت در صورتى كه تمام ماليات ايران وصول شود دولت ماهى هشتصد هزار تومان كسر محل دارد .
هامش
( 1 ) - ظاهرا مرادش اپيكيان است كه در روزنامهء رعد نويسندگى مىكرد و به رياست بلديه منصوب شد .
چندين بار پيش ازين ازو نام رفته است . هاكوپيان ارمنى ديگرى بود از دمكراتهاى مشهور . ( ا . افشار )