مقالهء تيگران
به طوريكه همهكس بلافاصله اطلاع يافته ، مقالهء « غارتگران مفتخر » مندرجه در جريدهء نوروز به قلم مسيو تيگران نويسنده و سوسياليست ارمنى كه در قديم محرر جريدهء معروف « ايران نو » [ بود ] و حاليه به رياست يكى از ادارات مهمهء بلدى منصوب است صادر شده بود و اكنون نوشتهء اصلى به خط مشار اليه در آرشيو اداره ضبط مىباشد ( چرا همان وقت در نياوردى ) . درج و اندراج اين مقاله بدون امضاء نويسندهء اصلى به واسطهء غفلت و بىمبالاتى بوده است كه در اينگونه موارد به واسطهء گرفتاريهاى فكرى و ادارى رخ مىنمايد و به علاوه اين جريدهء ادبى « نوروز » كه ستونهاى خود را آزادانه براى انتشار آثار يك عده از نويسندگان بزرگ باز نموده بود ، هرنويسنده مجاز بود عقايد و افكار خود را آزادانه براى انتشار آثار يك عده از نويسندگان بزرگ باز نموده بود . هر نويسنده مجاز بود عقايد و افكار خود را آزادانه و مستقلا به روى كاغذ آورده هرگز تصور نمىكرد كه به يك نويسندهء نامدارى مثل مسيوتيگران آنقدر از احساسات و از قوميت ايرانى ناآشنا مانده باشد ( عذر بدتر از گناه مىآورد . ) .
كسانى كه بر آثار گذشتهء مدير جريدهء « نوروز » اطلاع داشتهاند پس از مطالعهء مقاله مزبور خود براين مسئله پىبرده بودند كه اين مقاله از تراوشات يك فكر دور از محيط احساسات مىباشد . در مقابل سوءاثر اين مقاله ما در نظر داشتيم كه در شمارهء متعاقب ( دروغ مىگويد ) اولا نويسندهء آن را معرفى و ثانيا از نشر مقاله اعتذار نموده ضمنا مقالات و آثار تنقيديه و مخالف را كه حتى از قلم همقلمان رسمى ما نيز صادر گرديده بود منتشر سازيم . ولى متأسفانه توقيف جريده اين مجال را از ما منتزع نمود و حبس مدير جريده مزيد بر علت گرديد .
رئيس الوزراى سياهكار وقت كه در دورهء شوم زمامدارى خود احترامات هيچكس را از عالى و دانى مراعات نمىنمود و در راه منويات خويش مثل تمام اشخاص خودسر و سفاك همهچيز را لگدمال مىكرد و به هيچوجه وقعى نمىگذاشت با وجود اينكه نويسندهء اصلى مقاله را مىشناخت معهذا مدير جريده را بر خلاف تمام نواميس ادبى محبوس نمود ( او ارمنى بود تو ايرانى چرا درج كردى ) و عجبتر آنكه در همين موقع نويسندهء اصلى مقاله را به رياست يكى از ادارات مهم بلدى منصوب [ كرد ] و ضمنا از نشر لايحهء دفاعيه من ممانعت به عمل آورد . اين مسئله در نزد من باعث سوءظن و فكر و خيالات گرديد .
سيد ضياء الدين محيل جادوگر حيثيات ادبى مرا مراعات نكرد ، نسبت به من اهانت نمود ، چرا . براى اينكه از نويسنده و شاعر جوان بىآلايشى كه در عالم معنوى بسى