صاحبمنصبان پنج درجه هستند : درجهء اول ماهى نهصد تومان كه فقط هدلسن امروز از درجهء اول مستخدم است . 2 - هفتصد تومان 3 - ششصد تومان 4 - پانصد و يك تومان 5 - چهارصدتومان . به هريك مقررى يك ماه براى تهيهء لباس و ملزومات منزل و غيره مقدمتا و انعاما داده مىشود . يك اسبسوارى با يكدست زين يا دويست تومان قيمت آن . در موقع مسافرت تا درجهء سيم روزى سه تومان فوق العاده ، چهارم و پنجم دو تومان .
در موقع مجروح شدن يا كشته شدن به تفاوت چند سال مقررى آنها به بازماندگان داده شود . اگر دولت ايران آنها را خارج كند [ بايد ] وجه تمام كنترات را بدهد . خودشان استعفا بدهند و بروند به عهدهء خودشان است . عليق اسب ، مواجب مهتر ، روشنائى ، سوخت زمستان به عهدهء دولت است كه اسمعيل مىگفت آن هم از سى تومان الى پنجاه تومان خواهد شد . در مدت نه ماه بايد يك يادداشتى به فارسى بتوانند بنويسند كه مطلب آن به خوبى فهميده شود و الا اخراج خواهند شد . به دولت ايران صميمانه و صادقانه بايد خدمت كنند و خود را مستخدم حقيقى و تابع اوامر كلى و جزئى دولت ايران بدانند .
عجالتا مىگفت چهاردهنفر صاحبمنصب وارد [ شده ] و مستخدم است تتمه متدرجا از بغداد خواهند آمد اول طهران رفته كنترات را امضاء مىكنند بعد قزوين مىآيند اما تمام صاحبمنصبان نخبه و قابل هستند . هركس را روانه نمىكنند . تلگراف از سردار سپه بوده است ، ببينم كابينهء جديد تصديق اين حكم را خواهد كرد يا آنكه دولت انگليس را ملعبه و بازيچه قرار داده روزى يك تصميم و فسخ تصميم را خواهد نمود .
سفير بولشويك
ميرزا حسين خان فرزانه رئيس كابينهء ادارهء ژاندارمرى [ كه ] با ماژر ابو الحسن خان و جهانشاه خان طهران رفته بود او مطلبى براى من حكايت مىكرد . سفير بولشويكى مسيو روتشتين شب مهمانى جشن تولد شاه در صورتى كه تمام سفراى دول متحابه و ايرانيها با لباسهاى مشعشع رسمى و كلاههاى پردار ، شمشيرهاى طلا حاضر شده بودند ايشان وارد شدند مثل يك ازبك ، كلاه زرد بسياركثيفى در سر ، يك نيمتنه از رنگ كلاهش به مراتب بدتر با يك شلوار تنگ كوتاه رنگرو رفتهء كهنه ، به هركس هم تا مىرسيد دست مىداد و اظهار بندگى مىكرد ، بىاختيار به هيكل او مردم خنده مىكردند كه عمدا محض عوامفريبى خودش را به اين شكل ساخته بود .