تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4989

مساهمون:

ص٤٩٨٩
مىشدم گفت سخت‌سر « 1 » مىروم و پنج روز ديگر مراجعت مىكنم . قولى هم گفتند امير نزد جنگليها مىرود تا با آنها اتحادى كرده كمكى بگيرد .

شكست امير اسعد

امروز گفتند ديشب چندبار پول و پسر كربلائى عيسى آمده از زوارك به‌سمت رودبار رفتند . ملا يحيى آمد گفت وركيها ديشب آمدند مىگفتند امير اسعد شكست فاحش خورده قنبر حسن‌آبادى ، محمّد تقى گرمارودى هم گرفتار شده‌اند و حضرات به عباس‌آباد و دو فرسنگى خرم‌آباد آمده‌اند ، امير هم رشت فرار كرده ، منتظم الملك هم رفته ، حاجى نظر على هم در كشتى نشسته فرار كرد .

جنگليها

از شهر نوشته بودند جنگليها از حاجى محمّد على آقا مبلغ گزافى پول خواسته‌اند . يك نفرى فرستاده بلكه رفع كند . او را هم گرفته حبس كردند . اينك حاجى سيد جمال الدين مجتهد را حاجى از قزوين با مبلغى پول روانه داشته بلكه به همان مبلغ قطع شود . كربلائى غلامعلى نوشته بود ششصد هزار تومان خواسته است . مشار اليه در گيلان علاقهء كلى دارد . در قزوين هم اول صاحب پول است .

نظر افخم الدوله

شيخ ابراهيم نوشته بود خيلى دويديم رابطهء خودمان را با جنگليها محكم كنيم هنوز ميسر نشده است . نزد ميرزا ابراهيم قمى رفتم گفت خوب است عين السلطنه قاصد و كاغذى روانه دارد . با حاجى افخم الدوله شور كرديم صلاح نديديم . شايد همان را اسباب كند چند هزار تومان پول و ده بيست نفر سوار از شما بخواهد . تا ندهيم اول نزاع مىشود . من جواب به افخم الدوله نوشتم ابدا صلاح نيست خودمان را معرفى كنيم . عسس بيا مرا بگير مىشود . حاليه ما آنجا معروفيتى نداريم . تا نزديك به ما هم نشوند شناسائى پيدا نمىكنند . عجالتا هم نزديك نشده‌اند . پس بهتر از همه كار سكوت است . اگر از وزيرمختار اطريش و شارژ دفر عثمانى و نايب سفارت آلمان توصيه‌نامه گرفته مىشود نزد خودم روانه كنيد در موقع برسانم .
هامش
( 1 ) - رامسر كنونى .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4989 | قهرمان ميرزا عين السلطنه