تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5793

مساهمون:

ص٥٧٩٣
چه مىدانم . من رئيس ماليه نيستم . گفته بود باشد شما همه‌جا ژاندارم داريد چرا نبايد بدانيد . سليمان خان رئيس كابينهء ماليه نزدش رفته بود ، بدون هيچ مقدمه گفته است چقدر دزدى كردى بگو . بعد از آن‌كه آخوند ملا على اكبر كلنل را خواست و شفاعت از موثق نمود گفته بود موثق ديوان بولشويك است بايد از طهران مرخصى او را حاصل كرد .

اخبار روسيه

نيكلا پادشاه قراطاغ مرحوم شد . با همه جنگ‌جوئيها و رشادتها مملكت او جزو صرب شده است . جنرال كورپاتكين معروف وفات نموده است . در مسكو برضد بولشويك هيجانى برخاسته مىگويند ورنگل هم با تجهيزات جديد و صد هزار قشونى كه در اسلامبول براى او نگاه داشته بودند به آنجا خواهد رفت . از قوچان براى مسكو غله حمل مىكنند و ايرانيهاى ما توقع دارند روسيه قند ارزان و شكر و بلورآلات و مال ذرعى روانه كند . ميرزا حسين مفسد را حكومت گرفته فقط از تمام كار او اين يكى باعث تمجيد گرديد .

عذاب بيكارى

من از اين طرز زندگى قزوين و سخت‌گيرى حضرت اقدس و الا ستوه آمده‌ام . خدا مرا خلاص كند . حضرت و الا تصور مىكند من به غير پول او ممر و مدخل يا نوكرى ديگرى دارم . اين هم حقيقتا كار نشد . آدم در خانه بنشيند و هى بخورد و بخوراند . من چرا بايد سى نفر نان‌خور وظيفه‌بگير داشته باشم . خود ما ايرانيها علت را نمىدانيم و جواب مسكت نداريم ، جز آن‌كه بگوئيم تا اوضاع مملكت و طريقهء معيشت و زندگانى اين است چاره نيست بايد متحمل همه اينها شد تا تغييرات كلى در اوضاع و قوانين مملكت داده شود كه براى نگاهدارى يك ده ده تا آدم لازم نباشد . براى آب آوردن در خانه دو تا نوكر لازم نشود . براى يك رخت گرفتن از خياط انسان از عمرش بيزار نشود و قس على هذا . براى هر كار نوكر و كلفت لازم است ، آن هم نه يكى دو تا بلكه ده تا و بيست تا . * * * تمت الكتاب بعون الملك الوهاب . روزنامهء عقب‌افتادهء من تا اينجا بود و به حمد اللّه تمام شد و مرا آسوده كرد . شب پنجشنبه هشتم شهر رجب المرجب 1340 ، هفدهم حمل 1301 ، ششم ماه
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5793 | قهرمان ميرزا عين السلطنه