آدم عادى نمىتواند روزنامه بنويسد . پس دو تا سه تا جمع شويد يك جريده بنگاريد .
متصل فحش دادن و پول گرفتن معنى ندارد .
راه پول درآوردن روزنامهها
چطور پول درمىآورند ؟ در يك جريده كه از قوام الدوله و كارهاى او در لرستان بدگوئى مىكند در همان ذيل به خط درشت مىنويسد نمرهء آتيه در باب قوام السلطنه و سلطنت مستبدهء خراسان او دقت كنيد . اين اول اخبار است . اگر كسان و دوستان قوام السلطنه پول دادند در نمرهء آتيه به واسطهء كثرت اخبار و ضيق صفحات مقاله راجعبه قوام السلطنه طبع نشده متروك مىماند و براى ديگرى خط و نشان كشيده مشغول كلاهسازى مىشود . اگر اين آدم چيزى نداد در يكى دو نمره شروع مىكند به جعل مكاتيب و امضاءهاى دروغ ، مثلا س . م . طباطبائى - ك . ب . اردكانى - ج . ص . لاريجانى و در ذيل آن مىنويسد ما نظريات خود را بعد خواهيم نوشت يا تتمه دارد . ناچار مىشوند چيزى بدهند كه ديگر نظريات خود را ننويسد . آنوقت يا به كلى فراموش مىكند يا اگر سبيلش خوب چرب شده باشد بعضى مكاتيب دفاعيه درج مىكند و آن شخص را مطهر مىكند و مىرود سراغ حاكم يا وزير يا مدير فلان اداره ، الى آخر . اصلا جرايد يك نمونه و يك شكل است .
مطالب جرايد
اول ، طهران - رئيس الوزرا فرحآباد رفت ، بعد شهر . جلسه منعقد تا پاسى از شب رفته مشغول مذاكرات . بعد اخبار شهرى است خيلى بد و مختصر . بسا هست مىنويسد در سر قبر آقا شب گذشته يك نفرى ضعيفهاى را كشت ، نه اسم قاتل معلوم نه اسم مقتول نه اصل قضيه . بعد اخبار رويتر يا سفارت فرانسه . آنوقت بعضى تلگرافات ولايات است كه وزارت داخله به آنها مىدهد . سپس فحش است و ناسزا به مردم كه عمدهء مقصود در همين كلمه است .
آمدن امير انتصار - بولشويكى
امير انتصار از طهران آمده بود ديدن رفتم . مىگفت هشت هزار كيسه برنج ، هشت هزار گاو و گوسفند ، پانصد اسب و قاطر با هرچه در دكان و خانههاى خرمآباد و شهسوار بود از گليم ، نمد ، قالى ، مس ، رختخواب ، زيورآلات زنانه تمام را بولشويكها بردند . باز مىگفت طهران بد وضعى دارد . شاه هم حرف كسى را گوش نمىدهد . ايران خداگير