مىخواهند دستگير كنند . ياللعجب همين قزاق بود كه مجلس را برهم زد كه مردم كعبهء آمال خود مىدانستند . امروز همان قزاق است كه مىخواهد به قوهء سرنيزه افتتاح كند و مردم ميل ندارند و كعبهء آمال را پشت پا زدند . آن روز براى مشروطه جان مىدادند امروز براى نسخ و فسخ آن . آيا اينها چه كسانى هستند ؟ همانها كه آن روز بودند به تغيير اسم ، به تغيير مسلك ، به تغيير مرام ، به گرفتن پول از بولشويكها چنانچه آنوقت از انگليس گرفتند .
بلشويكى - پول انگليس
نظاير اين مطالب و وقايع در هيچ مملكتى و ملتى جز در ايران روى نداده . هيچ قوم و قبيله و ملتى بهقدر ايرانى مذبذب دو بههمزن ، مفسد ، مقلد و شيطان نيست . روسها مىگويند ششصد هزار تومان پول آورده و به مردم مىدهند . اگر انگليس اين دفعه مثل سابق پول داده بود همه اين هياهوها از ميان مىرفت . اين دفعه سركيسه را محكم كرد مردم دارند بولشويك مىشوند . چرا براى آنكه آنها پول مىدهند . ادموند گفته بود در جواب صارم السلطان كه تخليهء انزلى يك خبط نظامى بود . ما صدها ، هزارها خبط سياسى كرديم كه جبرانبردار نيست .
ما از عواقب امر و مقدرات آگاهى نداريم ، شايد يحتمل انشاء اللّه خيريت در اينهاست كه آنقدر كار بىرويه لغو بشود تا سرانجام بگيرد .
كه داند كسى غير پروردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار
خداى ايران و ايرانى بزرگ است ، يار و ياور .
پنجشنبه 15 جمادى الثانيه - بهجاى پريشب كه فراموش نموده بودند ديشب سردر آلاقاپى را زينت كرده بودند و موزيك مىزدند كه جشن مشروطيت است . در حالىكه زير آن زده بودند . اين جشن و اين چراغان هم مثل مشروطيت ما مىماند . در شهر و ساير جاها ابدا خبرى نبود .
بىخبرى از طهران - كار كار سلطان گل زردست
از قزوين هركس رفته در شاهآباد نگاه داشتهاند . از طهران هم كسى را نمىگذارند بيايد . واقعاتى در طهران رخ مىدهد كه به كلى بر ما مجهول است و آگاه نمىباشيم .
ساعات بدى بر ما مىگذرد . عصر اسمعيل خان گفت اگر خود شما را كلنل اسمايث ديد حكما اطلاعات مىدهد . اما چون از من و صارم السلطان قول شرف گرفته نمىتوانيم بگوئيم . فقط مىگويم امورات مساعد است . در ايران قصهاى براى بچهها مىگويند كه