تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5763

مساهمون:

ص٥٧٦٣
امروز قرار است از طرف علما دو نفر خدمت شاه بروند بالصراحه بگويند اگر تشريف ببريد محمّد على شاه را خواهيم آورد .

نارضايى از شاه - انقلاب در پيش

شيخ الاسلام قزوين نزد من بود ، داخل مجمع علماست . مىگفت به كلى مردم از سلوك شاه ناراضى هستند و مىگويند بر ما محقق شده است ايرانى تا داراى شاه فعال باعزمى نباشد اموراتش منظم نمىشود . ( ما ترس جمهورى داشتيم حالا برعكس مىگويند ) . ايران انقلابى در پيش دارد . اما به چه شكل نمىتوان فهميد . محققا انگليس ساكت نخواهد ماند و يقينا حالا كه انگليس راضى به جرح و تعديل و تمديد قرارداد شده با او راه برويم و همراهى كنيم بهتر است تا گرفتار يك انقلاب ، كودتا [ شويم ] . خواه اين تغيير ، آوردن محمّد على شاه باشد يا جمهوريت .

همه سياسى شده‌اند

ديد و بازديدهاى من تمام شد بايد رفت و در تهيهء كار بود . هواى طهران بد نيست ، آنقدر سرد نيست . در طهران همه‌كس داخل امورات سياسى و دولتى است . تجار ، كسبه ، حتى سبزىفروش ، نعلبند ، خركچى ، تمام مشغول اين كارند . نوكر باب و مستخدمين ادارات كه جاى خود دارند . ايران به‌همين واسطه مغشوش است . احدى در فكر كار خود نيست . همه را زمين گذاشته دنبال سياست افتاده‌اند . امروز عضو اعظم سياست‌مداران ما تجار و كسبه و علما هستند .

مجمع شاهزادگان - ترس شاه

شنبه پنجم ج 1 - سواى مجامع علما ، اعيان ، اشراف ، شاهزادگان درجه اول مجمعى تشكيل داده در معضلات امور گفتگو مىكنند . مجمع محل معين ندارد . هر جلسه را خانهء يك نفر معلوم مىكنند . مذاكرات يكى دو جلسه در توقف و حركت اعليحضرت بود . شاه دفعهء اول كه مشير الدوله و عين الدوله شرفياب شده بودند فرموده بودند بمانم چه كنم ، بولشويك دارم بزند . دار چيز خوبى نيست . با اين مردم ، اين ملت نمىشود راه رفت . آيا شما مىتوانيد مرا نگذاريد دار بزنند . بعدها ملايم‌تر شده بود . ديروز عصر هيئت وزرا استعفا داد . امروز شاه جمعى از طبقات علما و اعيان و شاهزادگان و تجار را احضار فرح‌آباد نموده بود . گويا تكليف وزرا و توقف و عزيمت شاه معلوم شود .