تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5757

مساهمون:

ص٥٧٥٧
بيرون آمديم . افخم الدوله مبلغى به آن‌كه پالتو نگاه داشته بود داد و آن‌كه « كلوش » « 1 » نگاه داشته بود و ايشيك آقاسى كه جلو افتاده بود انعام داد . سوار كالسكه شده به شهر آمديم .

حوض سبزه‌ميدان

چند روز باران آمد . گل هنگامه مىكند و به مراتب شهر كثيف‌تر از سابق است . حوض وسط سبزىميدان كه چهل سال قبل الى ده سال قبل مملو آب صاف [ بود ] و اطرافش نرده و گلدانهاى گل داشت امروز مملو از زبيل ، آشغال ، سگ مرده ، گربه مرده و محل تخليهء اهالى بازار [ شده ] به‌قدرى متعفن و كثيف كه از ديدن آن انسان وحشت مىكند . قزوين گفتند برف زياد آمده است .

خانهء افخم الملك

جمعه 26 - ديشب نظاميه منزل همشيره عيال افخم الملك رفتم . ماشاء اللّه ميرزا حسين خان و عبد العلى خان بزرگ و جوانى شده‌اند . وضع افخم الملك و همشيره بد است ، چيزى ندارند . صبح از آنجا با اسد اللّه ميرزا با ماشين به زيارت حضرت عبد العظيم مشرف شديم . تغييراتى داده نشده بود . ناهار چلوكباب خورديم .

عقايد نصير الدوله دربارهء شاه و مملكت

مراجعت خانهء نصير الدوله رفتم . مىگفت تمام سفراى متفقين خيال حركت دارند ، زنها را فرستاده‌اند . تمام تقصير را گردن شاه مىگذاشت . جبون است ، بيكاره است . از همه زودتر تهيهء فرار خودش را ديده . امروز مملكت شاه لازم دارد كه با عزم و با رأى متين باشد . تعجب كنيد در مجلس دويست نفرى مىگفتند ما صلاحيت نداريم . در مجلس پنجاه نفرى مواد تلگراف مسكو قبول مىشود . روسها بدوا بعضى گذشتها مىكنند ، نويدها مىدهند . اما وقتى كه مسلط شدند اينجا هم بخارا مىشود . واقعا مدلى بهتر از رشت نيست . مردم نادان همين را هم باور ندارند . تاريخ هجوم افغان و غفلت مردم به نظرها مستبعد مىآمد . حالا مىبينيم كه همان حكايت است . همه كور و كرند .
هامش
( 1 ) - گالش .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5757 | قهرمان ميرزا عين السلطنه