تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5700

مساهمون:

ص٥٧٠٠

دستور شاه - ميكرب بازى نيست

دستخط حضرت و الا رسيد كه صاحب اختيار ابلاغ نموده بودند كه اعليحضرت سفارشات فرموده‌اند و راپرتهاى عين السلطنه را ملاحظه مىفرمايند . شاه از قرار معلوم خوب كار مىكند . غالب شهر تشريف دارند و در هيئت وزرا . مىنويسند ، مىخوانند . آن وسواس و ميكرب‌بازى از ميانه رفته است . ماژر محمود خان مأمور شد با چهارصد ژاندارم كه در قشلاق است به طالقان و الموت برود . ولى آقا كشته نشده پس از شكست گدوك ماله‌خانى همه آتان رفته‌اند . اطلاعات بعد است در نهايت صحت . در گدوك ماله‌خانى كه راه تابستانى الموت به طالقان است پست ژاندارم گذاشته بودند هفت نفر . مركز ژاندارم در شهرك طالقان بود . اشرار الموت آنچه پيغام براى آنها دادند اتفاقا سودمند واقع نشد ، لذا غفلتا به سر پست ژاندارم حمله مىآورند ، روسها را جلو و خودهاشان عقب . فورا دو نفر از ژاندارمها به سمت مركز حركت مىكنند كه خبر بدهند زيرا تصور مىكردند و به آنها هم دروغها گفته بودند كه عدهء بولشويك خيلىخيلى زياد است . دو نفر ديگر هم به فاصلهء زيادترى در يك سنگر بودند ، مقابل آنها مىمانند . سه ژاندارم در توى يك گودالى [ بودند ] و اينها از ترس هيچ دست به تفنگ نمىكنند . هرقدر از آن طرف شليك مىشود به رسم معمول ما ايرانيها هرچه فشنگ داشتند بىجا و بىجهت خالى مىكنند . در حالىكه هيچ ژاندارم پيدا نبود و تير خالى نكرده بود . اينها تصور مىكنند يا همهء آنها كشته شده‌اند يا خير كسى اصلا نيست . كم‌كم جلو مىآيند . به‌قدرى نزديك مىشوند كه اين سه ژاندارم كه يكى وكيل و دو تابين بودند مىبينند كه كمك نرسيد و الساعه به‌قدرى نزديك شده‌اند كه آنها را خواهند ديد از هول جان بناى شليك را مىگذارند و چون خيلى نزديك بودند و خوب هم سر فرصت نشان گرفته بودند سه نفر از روسها سر تير به خاك مىافتند ، سه نفر هم از شليك بعد ، يكى كشته ، دو مجروح مىشود . فشنگ تمام شده بود . الموتيها كه عقب بودند به مجرد صداى تير و افتادن روسها فرار ، بعد هم غريبه‌ها فرار مىكنند .

الموت در دست حسن خان

كمى مىگذرد حسن خان نايب با جمعى مىرسند كه عمل ختم شده بود . همان‌جا مىمانند تا روز ديگر و حركت به‌سمت الموت و قريهء بالاروچ مىكنند كه همه آتان رفته بودند . حسن خان تعقيب نمىكند و از آنجا مىروند به‌سمت بلوك دو هزار تنكابون و الموت به دست حسن خان مىافتد و درصدد تنبيه و سياست آنها مىافتد كه كمك و