مجلس بال يا جنگ
سردار آقا بابا رفت . شب قزاق زياد مىآمد و فورا حركت كرد . حكم حمله تا منجيل داده شده است . امروز عصر ژاندارم ( عروسكها ) به انبو گفتند مىروند . هرچه الاغ در شهر بود براى بنهء خود جمع نموده بودند . همه را توى كاروانسراى خيابان پيغمبريه جنب كميساريا ريخته بودند . عصر براى انبو حركت كرد . يك باطاليان زن فاحشه دم در ژاندارمرى تا توى خيابان شاهى صف كشيده بود با حال اندوه و غم . صاحبمنصبان با آنكه به جنگ مىرفتند براى خاطر خانمها خودى بزك نموده بودند كه به رفتن « بال » اشبه بود تا به مصاف . صداى شيپور حركت كه برخاست صداى گريهء زنها بلند شد . تا ممكن شد پياده مشايعت كردند . سپس شانزده درشكه خانمهاى درجهء اول نشسته تا يك ميل خارج شهر مشايعت را كامل نمودند و وداع به عمل آوردند . هرقدر قزاقها بشاش و خرم و شوخ بودند ژاندارم مغموم و محزون . بالاخره از بس كه تلگرافات سخت و بد براى ژاندارم رسيد حركت كردند ، و الا باز دل نمىكندند . ماژر محمود خان معزول شد . ماژر ابو الفتح خان نامى مىآيد . هوا به شدت گرم است . يخ تمام شده . همهچيز گران است . خيار هنوز سه شاهى است .
علاقهء انگليس به نبات ايران
مستر بنارلا در مجلس مبعوثان مسئلهء ايران را از بزرگترين مسائل غامض و مشكل شمرده و گفته است بريتانيا بايد داخل حل آن شود . علاقه [ كه ] انگلستان به ثبات و استقرار انتظام وضعيات ايران دارد نمىتوانيم از دادن پول مضايقه كنيم . اما آنچه داده مىشود و هر اقدامى بشود نمىتوانم بگويم كه مصلحت بريتانيا بوده يا نيست . پارلمان نبايد در اين تصميم عجله كند . بلكه بايد صبر كرد تا ديده شود دولت حاليهء ايران آزادانه معاهدهء موقتى را امضاء مىكند يا نه . ( مشير الدوله آنها را اغفال كرده است ) .
ميرزا كوچك خان
جمعه پنجم - قشون دولتى منجيل وارد شد . انگليسها پشتسرند . انگليسها كارى هستند . مىگويند اگر ما جنگ كنيم با تنفر مردم ميرزا كوچك را امام عصر مىكنند . وقتى كه دولت ايران جلو افتاد به همه معلوم مىشد دولت جنگ مىكند ما هم همراهى مىكنيم .