تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5617

مساهمون:

ص٥٦١٧

فرتسكيو در الموت

باز يك عده ژاندارم الموت رفت . حرف آنجاست مىفرستند اما بدون آن‌كه كارى از آنها بخواهند يا حكمى در باب تنبيه اشرار بدهند . على محمّد امروز شهر آمد . لحافها را آورده بود كه ابدا به درد نمىخورد . فقط همان پنبهء آن باقى است . گفت اجاره‌جات را جمع مىكنند در دكاكين زوارك انبار مىكنند . فرتسكيو به قلعه خرابهء من رفته بود . خيلى سؤالات از ابو القاسم نموده بود . بعد با حسن خان براى تماشاى قلعهء حسن مىرود .

حاجى ميرزا زكى خان

دوشنبه 21 ربيع الاول ، 22 قوس - امروز آن كافر . . . ما را غارت [ كرد ] و به اين‌روز انداخت . خداوند لعنتش كند . امام حسين كمرش بزند . حاجى ميرزا زكى خان آمده است . ديدن او رفتم مرا اندرون برد . فيروز خان خواجه افتخار السلطنه از طرف خانم چاى و شيرينى آورد ، خيلى اظهار محبت نمودند . از حضرت و الا جويا شدند . حاجى ميرزا زكى خان موقتا آمده است . اغلب نزد افتخار السلطنه و نظام السلطان است . باز چند تلفن دروغى اينجا كرده و اسباب تفريح شده است . در كرت ويزيت حاجى ميرزا زكى خان اين عبارت درج است « انم رئيس كل مسخره‌هاى ايران و تلفن كترئى » . اما پسرش از وقتى كه مرحوم شده آن دل و دماغ را ندارد .

گذشت سيزده ماه

در اين سيزده ماه توقف قزوين هفت هزار و هشتصد و هفتاد و سه تومان ( 7873 ) خرج من شده است ، اين سواى گندم و جو و مقدارى روغن و چيزهائى است كه از الموت و كشمرز آورده‌اند . هنوز هيچ‌چيز ندارم و تكليف خودم را نمىدانم . مسكن خود را نمىدانم كجاست . خداوند سزا و جزاى ظالم را بدهد . سپهسالار ، ساعد الدوله ، به شما چه وصلت داد . چه به شما رسيد جز از آن روزى كه به سر من آن قسم آورديد روز اول نكبت و بدبختى شما شد . جز آن‌كه آن همه ضرر و خسارت برديد . حبس و توقيف شديد ، نتيجه داد ؟

ديدار رئيس الوزراء

بارى افخم الدوله از طهران نوشته بود پس از پيغاماتى كه حضرت اقدس و الا به توسط صاحب اختيار به رئيس الوزرا داد قرار ملاقاتى دادند مشروط بر آن‌كه گله‌گذارى و