دو تومان همهء ماليهء او ارزش ندارد و من امروز در مقابل اين پيرزن از ملياردرهاى امريكا بيشتر صاحب مال و تمكن هستم . پس چرا آنقدر غم و غصه بخورم . فورا غم خود را زايل نموده صد هزار بار شكر خداوند را بهجاى آوردم و عهد كردم منبعد آنقدر افسوس نخورم . گوئى خداوند محض تنبيه و پشيمانى من امشب اين پير زال را مقابل چشم من آورد تا پى به حقيقت برده و تكليف آتيهء خود را بدانم . انسان انسان است . او در آن حال شايد شاكر باشد ، من چرا بايد ناسپاسى كنم . استغفر اللّه ربى و اتوب اليه .
خداوندا خودت به همه ما رحم كن و قناعت را پيشهء ما قرار ده .
رفتار پليس انگليسى
دوشنبه 10 محرم عاشورا ، 13 ميزان - درست روز و فصل مطابق با واقعهء 61 هجرى است . آستانه رفتيم دستجات همه آمدند . زيارت نموده منزل آمدم . قمهزن امسال زياد بود . انگليسها با تعجب نگاه مىكردند . پليسهاى انگليسى خوب مراقب بودند . اگرچه انگليسها هيچوقت بر خلاف ادب و انسانيت رفتار نمىكنند و تا امروز ديده نشده با يك زن حرف زده باشند . حتى حرف بلند هم از آنها كسى نمىشنود . يك غرور و مناعتى دارند كه هيچوقت با ايرانى صحبت نمىكنند . طرف نمىشوند مگر در موقع احتياج ، آن هم با كمال ادب و انسانيت كه آدم لذت مىبرد .
حسام همايون پسر شيخ الرئيس
پنجشنبه 13 محرم - ديشب حسام همايون پسر مرحوم حاج شيخ الرئيس از بغداد وارد شده بود به خانهء ميرزا على اكبر خان معروف به كانتورى كه بيست و چهار سال است در ادارهء راه شوسهء روسها مترجم و منشى است ، يكى از آدمهاى خوب و دوست حقيقى من . با تلفن مرا خواستند رفتم . شام ميانه بود قدرى خوردم . بعد گفتند در كلوب سابق روسها انگليسها تئاتر دارند برويم آنجا . اتفاقا رفتيم وسط بازى رسيديم . چندان تماشائى نداشت . انگليسها هر شب در آنجا سينما و تئاتر دارند . گاهى اجازه و بليت به ايرانيها مىدهند . امروز را خانهء من مهمان بودند با مهندس الدوله داماد شاهزاده كاشف السلطنه كه براى تعمير سد رودخانهء كندل قزوين آمده است . ( بالاخره شهر قزوين را آب خواهد برد . دو سمت آن رودخانه و شهر به كلى در مسيل واقع است . سدها هم خراب شد . )