تركيببند
آيا شوم ز قيد ظلم زمانه آزاد * مادر مگر براى اندوه و غم مرا زاد
تا كى كنم ز جور گردون سفله فرياد * اين پيره زال فرتوت ، وين حقهباز شيّاد
پيوسته در ستيز است با مرد زيرك راد * بر حال كس نسوزد دارد دلى ز پولاد
ناكرده از مروت يك لحظه خاطرى شاد * در آرزوى شيرين كشته است صد چو فرهاد
در قلب مستمندان چون لاله داغ بنهاد * اين دام خدعهگستر ، وين حيلهساز صياد
شهباز را نمايد مقهور چنگل خاد * هرگز رها نسازد آنكو به دامش افتاد
تاب و توان و صبرم از بيخ كند و بنياد * جسمم به نار غم سوخت خاكم بداد بر باد
اى مادر زمانه نامم ببردى از ياد * وى مهد مهربانى از مهر ورزيت داد
مادر نبود هرگز بدخواه بهر اولاد * سعى تو باد مشكور ، احسنت ، خانه آباد
اين نيست راه و رسم فرزند پروريدن
( معظم السلطنه ) « 1 »
وفيات
تقى مىگفت ميرزا يحيى با خانم باجى عيالش و غلامحسين پسر جوانش فوت كرده بودند . حاجى صفر نوكر قديمى حاجى افخم فوت كرده است . كريم بيك كالسكهچى قديمى حضرت و الا فوت كرده . خداوند همگى را رحمت كند . خوب نوكرهائى بودند .
من تا يادم مىآيد كريم بيك را درب خانهء خودمان ديدهام . بنيهء خوبى هم داشت .
كريم بيك و حاجى صفر رفيق و همكار مرحوم نسقچىباشى بودند در كبوتر بازى . قبل از آنكه مشغول مشق شود كبوتربازى مىكرد و اغلب روزها خانهء ما مىآمد ، يك سر پشتبام بود و نزد كبوترهاى كريم بيك .
مطالبهء غله - دستور حكومت
سهشنبه هفتم شهر صفر ، 20 عقرب - به حمد اللّه ديشب باران آمد . اگر يك دفعه و از اين كاملتر بيايد مىشود ديمزارها را كاشت ، اگر تخم باشد و از ترس آن چند ساله رعيت رغبت به كاشتن بنمايد . هنوز از فشار تحصيلدار ماليه نجات نيافته يك نفر سرجوخهء ژاندارمرى مير صالح نام با كتابچه و قبض چاپى و احكامات و رقعه به من از شهر آمده ، از طرف كميسيون ارزاق و مطالبهء غله دارد كه براى خبازخانهء شهر و مصرف بيكاره و گردن
هامش
( 1 ) - ميرزا موسى خان معظم السلطنه دولت از اعضاى وزارت خارجه بود . ( ا . ا . )