تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5478

مساهمون:

ص٥٤٧٨
خوش نگر بىطرفى زانكه بسى محترم است * چشم تو مرتجع است و دل ما بىطرف است هيئت حسن تو اعلان تجدد داده است * باز چشم تو طرفدار رژيم سلف است در فرونت دل ما لشكر نازت چه نكرد * ظلمها كرده كه تا محشر جاى اسف است با همه لاف كه از دوستى و مهر زدى * سپه جور تو در كشور دل صف‌به‌صف است سالها مىگذرد اى بت بيدار سرشت * كز پى ناوك ناز تو دل ما هدف است هركه چون « مجد » اميدش به وفاى تو بود * هيچ شك نيست همه حاصل عمرش تلف است
( از سنندج - مجد الممالك « مجد » )
ز جور چرخ دلا تا به چند ناله كنيم * بيا متاركهء جنگ چارساله كنيم جدائى لب و ساغر به طول انجاميد * بيا كه باز لبى تر از اين پياله كنيم قبالهء غم ما كهنه شد به حمد اللّه * بيا كه پاره ز سرتاسر اين قباله كنيم نوشته‌اند رفيقان ما رسالهء صلح * از اين سپس عملى هم بدان رساله كنيم به دامن من و تو لكه‌هاى ننگ نشست * رسيد وقت كه اين لكه‌ها ازاله كنيم مخمّر است به خون من و تو خودخواهى * طبيب گفته كه خون خود استحاله كنيم ز خون بىگنهان دشت لاله‌گون گرديد * بيا زراعت ريحان به‌جاى لاله كنيم من و توئيم ز يك خاندان به حق خداى * رعايت نسب خويش لامحاله كنيم خسارت تو در اين جنگ كمتر از من نيست * بيا تلافى خسران على العجاله كنيم سلالهء بشرى شد غريق بحر فنا * چرا اذيت اين محترم سلاله كنيم بيا دعاوى ديرينه را به فضل خدا * به وقت ديگر و روز دگر حواله كنيم گنه چه كرد فلان ملت ضعيف زبون * كه صلح‌نامه صفت بايدش مچاله كنيم ز جاى خيز « حسابى » و كوششى ميكن * كه استفاده از اين خوان پرنواله كنيم براى آنكه ببوسيم روى آزادى * دو روزه ترك بتان دو هفت ساله كنيم
( سيد عبد الحسين حسابى ) « 1 »
هامش
( 1 ) - همشيره‌زادهء نويسندهء خاطرات به صفحهء 5330 مراجعه شود .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5478 | قهرمان ميرزا عين السلطنه