مىگذارد وسيلهء دفاع وضعيات ما همان دعاهاى شبانه و اذكار و اوراد سحرگاهى است و حتى يك دواسازى و دوافروشى صحيحى هم نداريم كه پس از قبول مرض و ميكرب مسرى بتوانيم خودمان را مداوا كنيم .
همچنانكه بعضى هموطنان خائن ما ، يكى دو تا ، دستهدسته ، حزبحزب به مهاجمين مسلح و مهاجمين سياسى بيگانه كمك رسانيده و باعث قوت و نفوذ آنان مىشوند ، آلت اجراى نيات مسلحه و ديپلوماسى بيگانگان واقع مىگردند ، همانطور هم كثافات مملكت ما ، گرد و خاكهاى كوچهها و خيابانهاى ما ، ناتميزى خوراكها و كسبهء ما در موقع هجوم يك مرض خارجى بزرگ معاون و يگانه مساعد و آلت كار مرض شده و ده برابر قوت مرض به او خدمت نموده ساكنين بدبخت اين كشور را دستهدسته بهطرف نيستى و معدوميت كه آخرين سرنوشت ملل بيچارهء مندرس است سوق مىدهند !
ملت پير ، ملت فرتوت براى مقاومت در برابر هيچ معارض و مهاجمى توانائى ندارد .
يك ملت وقتى كه از قابليت حيات محروم ماند هرچيز تازه و جوانى بر او چيره مىشود .
او را به زمين مىزند و جان او را مىربايد . گاه روس ، گاه انگليس ، گاه ترك ، گاه آنفلوانزا . . . « 1 » راستى دروازهء ايران براى پذيرائى هر مهمان ناخوانده مهيا . كيست كه بتواند بگويد چرا آمديد ، يا چرا رفتيد ، يا چرا خواهيد آمد . همان در و ديوار ايران مهماننواز ، همان سنگ و خاك اين وطن اجنبىپرست ، همان محيط و هوائى كه سلطنت يونان ، اشكانيان ، عرب يا مغول ، افغان و غيره را بر خود قبول كرد - يكى را نسب كيان ، ديگرى را پيوند با هخامنشى ، آن دگر را منسوب به فلان و به همان نموده و بدين اسناد و دلايل خود را در پذيرائى مقدم فاتح و غالب مصاب و مأجور مىپنداشت . حال هم همان محيط و اخلاق با شما خواهد جنگيد . اگر شما بگوئيد چرا بيگانه در اين خانه آمد ، يا چرا اجنبى در اين ويرانه قدم نهاده است ، انفلوانزا روى باد و طوفان سوار شده از بالاى جبال البرز رد شده مركز مملكت ما را غاصبانه و جانيانه متصرف شده ، شمال و مشرق كشور ما را غارت كرد . فردا در جنوب و مغرب ملك ما را غوغا و بيداد خواهد كرد . از صدى صد مردم را شكنجه نمود ، دكاكين نانوائى را خالى و درب دكانهاى دوافروشى و دكاكين هندوانهفروشى را مملو از جمعيت ساخت . ولى آيا ما اجازه داريم كه بگوئيم چرا كسى يافت نشده و نمىشود كه از انفلوانزا جلوگيرى كند .
انفلوانزافيلها . . . « 1 » كسانى كه هجوم آنفلوانزا براى آنها فايده دارد از ما خواهند رنجيد و به ما تهمت خواهند زد . فيلهاى طلائى انفلوانزا البته خواهند رنجيد و به ما
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .