نمونهء رفتارهاى ملك التجار
نصف كاروانسراى امير را بههمين ترتيب برد ، حتى حضرت عليا زن مظفر الدين شاه هم كه امين الدوله دامادش بود و كاروانسرا مال او بود از عهده برنيامد . دار و ندار مؤيد الدوله را برد . براى اينكه در دو سال حكومت خراسان حاجى ملك را وكيل خودش قرار داده بود . پشت خانهء ما چند دكان متعلق به او بود نصفه خراب شده بود حضرت و الا از نظميهء آنوقت خواهش كرد حالا كه نمىسازند خراب كنند . خراب كردند . فورا مدعى خانههاى ما شد و به عدليه عارض گرديد . قصر ملك در امامزاده قاسم و باغى در حضرت عبد العظيم ( ع ) داشت . اعيان و اشراف را آنجا سور مىداد و اين مهمانيها دو حربهء قتاله به دست او [ بود ] كه هرچه ميل داشت با آن صورت مىداد .
زورخانه داشت و زورخانه كار بود . اغلب مشديها را هم به اين وسيله نوكر خودش نموده بود .
بارى اگر خواسته باشم شرححال او را آنقدر كه شنيده و ديدهام بدهم چند جزو بايد بنويسم . كارهاى بامزه هم خيلى داشت .
مثلا از توى كالسكه به جاى نشيمن كالسكهچى سوراخى گذاشته بود . پرسيدند اين براى چه است . گفت كالسكهچى من از بس كالسكه را تند مىبرد و من فرياد مىزنم آرام ، يا مىشنود يا نمىشنود متعذر به نشنيدن مىشود من اين سوراخ را گذاشتم هر وقت تند برود عصايم را از اين سوراخ به كون او فرومىكنم كه ديگر نمىتواند بگويد نشنيدم .
نهصد هزار تومان مال مردم را در « شركت عمومى » چه خورد و چه نفله كرد . هركس بليت را برد آنجا گفت ببين پشت آن نوشته پول نقد هم بدهم ، شما شركت كرديد يك پاى شتر در رفسنجان مال شماست ، يك سير پنبه در يزد داريد ، سه سير نخود در قزوين ، اينها بايد بماند تا موقع پرداخت حساب . زيرا من يك پاى شتر را نمىتوانم قطع كرده به تو بدهم يا سه سير نخود حوالهء قزوين . با اين لوطىبازى مال مردم رفت .
در مشروطه صدمه خورد اما باز كسى حريف او نشد . روزى هشت ساعت ، ده ساعت روى صندلى محاكمات نشسته بود . اين مدعى بلند مىشد مدعى ديگر به جاى او مىنشست و حاجى ملك تمام را مسجع و مقفّى جواب مىگفت . حكايتها دارد ، تفصيلها دارد . دو پسر دارد . بزرگى حاجى حسين « 1 » آقا ، مشهد ، سر املاك اوست ،
هامش
( 1 ) - حاج حسين آقا ملك بيشتر املاك و اموال خود و از جمله كتابخانهء نفيس خود را وقف آستان قدس رضوى كرد . ( مسعود سالور )