تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5222

مساهمون:

ص٥٢٢٢

امير اسعد - طومانيانس - صدر الانام

دوشنبه نهم ، 30 ثور - امروز مسعود را از شير برداشتند . ماشاء اللّه خوب و قشنگ شده درشت‌تر از عباس است . شيخ ابراهيم كاغذى داده بود شرحى از سالار و بىكله‌اى او نوشته بود كه هرچه در باطن دارد به مجرد حرف زدن معلوم مىدارد . طومانيانس تمام حواله‌جات سپهسالار و امير اسعد را نكول نموده من‌جمله مقررى سالار است و نزديك است ديوانه شود . مىنويسد اغلب شبها سالار از شدت خست شام نمىخورد . از شيخ محمّد على نوشته بود براى وكالت مرده است . گاهى ريش مىگذارد ، گاهى قيچى مىكند فرنگى مآب مىشود . به قدرى از توقف طهران من كوك است كه اگر ممكنش شود سر مرا با دندان مىكند . محض آن‌كه در قزوين صدر الانام و باقر شاهرودى از دموكراتهاى دستهء او به جرم قتل رئيس نظميه توقيف شده‌اند خودش را به ناخوشى زده كه بعد بگويد اگر ناخوش نبودم چنين و چنان مىكردم . قزوين به اين ترتيب نمىماند ، انگليسها اقدامات نظامى مىكنند . لهذا من نوشتم ميرزا باقر خودمان حركت كند .

فوت ملك التجار

حضرت اقدس و الا مرقوم داشته بودند حاجى ملك التجار فوت كرد . در اين دنيا كه حساب « شركت عمومى » را نداد مگر آن دنيا بدهد . اين ميرزا كاظم ملك التجار اصلا تبريزى است . سواد عربى داشت ، شعر مىگفت ، شعر مىدانست . تنومند [ بود ] و هيكل قوى داشت . مردى بود بدزبان ليكن خوشمزه ، مقلد و باكمال . جز شاه و صدراعظم ديگر كسى نبود از تيغ زبان او و مضمون‌گوئى او ايمن باشد و به اين واسطه يك احترام فوق العاده نزد تمام طبقات مردم از كسبه گرفته تا علما و وزرا و شاهزادگان داشت . براى هركس مضمون مىگفت . همه‌كس را مضحكه مىكرد . هركس هم طلبى از او داشت مطالبه مىكرد فورا مدعى ملك او ، باغ او ، خانهء او مىشد . حاكم طهران ، وزير عدليه ، هركسى بود جرأت نداشت ، هرقدر هم ادعاى او ناحق بود رسيدگى نكرده حقانيت را به طرف او ندهد . اگر رجوع به محكمه هم مىشد همين قسم بود ، مگر خودش دست از آن محاكمه مىكشيد و رحم به طرف مىكرد ، و الّا كسى حريف او نبود .