تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5211

مساهمون:

ص٥٢١١
آن موقع مىگذرد و داخل نشده است . از قشون امريكا صحبتى نيست . ليكن آلمانها ضرب‌شصتى به پرتغاليها نشان دادند ، خيلى از آنها كشتند و ناچار عقب نشستند . مقتول به قدرى است كه سطح رودخانه‌ها پوشيده شده و محتاج پل نيست . آلمان سربازان طبقه 1919 را به جنگ برده طبقهء نهصد و بيست مشغول مشق هستند . فرانسه‌ها نهصد و نوزده را احضار كردند .

بلوا - بهاى غله و اخبار محلى

شنبه 22 رجب 14 ثور - اسمعيل قاطرچى از شهر آمد . به تحريك بعضى از دموكراتها فقراى شهر را به شورش و بلوا بازداشته بودند ، چند خانه را غارت كردند ، من‌جمله بيگلراف را . شكم كميسر بازار را پاره كرده بودند . اين بود كه حكم شد فقرا را بيرون كنند . سه هزار گدا را اخراج ، جمعى از دموكراتها دستگير ، ايلات هم مسلح شده با نظميه مواظب شهر شدند . گندم صد و سى تومان ، جو يكصد تومان ، ارزن شصت و هفت تومان ، نخود ، لوبيا صد تومان . انگليسها در سلطان‌آباد مسكن و مكان براى آيروپلن تهيه مىكنند . جنگليها با آستارا و طوالش جنگ دارند و از اردبيل نمايندهء آنها را خارج كردند . منتظم الملك كاغذى نوشته بود مال سوارى ندارم قاطر براى من روانه كنيد . فرستادم و نوشتم قيمت مىدهيد صد و هفتاد مىخواهيد چك‌وچونه بزنيد تقديم است . باز صد و پنجاه فرستاده بود . آن هم حوالهء تنكابون . پس دادم مجددا تقبل كرد صد و هفتاد را پول نقد بدهد . قاطر زينب را خريدم براى سوارى گرچه يكى ديگر هم دارم . مالها را كوه فرستاديم با دو نفر مهتر كه شبها طويلهء گچ لات ببرند . اما ييلاق هنوز علف ندارد . مهدى آمده بود باز حكايت ربابه و ارثيهء او و طلب على محمّد شد . فرار به بالاروج كرد سفت و سخت ايستاده كه مال مردم را ندهد . در تنكابون براى حمل برنج مردم را خيلى صدمه مىزنند معطل مىكنند . هرچند روز يك مرتبه هم مىگويند غدغن است . اين مردم گرسنه دست خالى مراجعت مىكنند نفرين و ناسزا مىگويند .